نگرشی تطبیقی به تقریب مذاهب و ناسیونالیسم

      پیش درآمد

اهمیت مسأله تقریب و وحدت اسلامی بر هیچ کس پوشیده نیست و حتی عالمان پیشین، اعم از شیعه و سنّی با بررسی مبانی فقهی، تفسیری و کلامی و... برای تحقق آن کوشیده‌اند، چراکه آنان به این نکته اساسی آگاه بودند که یکی از راه‌های مهم در تقریب بین مذاهب، بررسی منابع و مبانی فقه تطبیقی است. کشف این واقعیت که اختلاف بسیاری میان نظریات پیشوایان مذاهب گوناگون وجود ندارد، نقش مهمی در تقریب بین مذاهب ایفا می‌کند. اما ملّی‌گرایی که مانند دیگر مباحث قدرتمند ایدئولوژی، جنجالهای بسیاری را چه در مباحث علوم‌سیاسی و روابط بین‌الملل، جامعه‌شناسی سیاسی و روان‌شناسی اجتماعی ایجاد نموده است. می‌توان آن را یکی از نقاط مقابل تقریب مذاهب نام برد، و این‌دو را با هم مقایسه نمود، رشد ملّی‌گرایی در خلال دو سدة اخیر مرهون برخی تحولات در عرصه جهانی چون گسترش دموکراسی، جهانی‌شدن، همگرایی فزاینده بازارهای جهانی و تشکیل امپراتوری‌های استعمارگر اروپایی است. با تحولات فوق، نگاه کلاسیک ناسیونالیزم به تدریج رنگ باخت و انواع دیگری از وفاداری و احساس تعلق نگاه ناسیونالیستی، جایگزین آن شد. تقریب مذاهب اگرچه در ظاهر تفکر جمع‌گرایی و یکی شدن پیروان مذاهب، را می‌رساند. که بر آن‌است مثل ناسیونالیزم، مسلمانان با تکیه بر احساسات از جمله عواطف مذهبی و ایدئولوژیکی گرد هم آیند. ولی این برداشت درستی نمی‌تواند باشد، زیرا تقریب مذاهب به دیگر سخن همان وحدت و انسجام بشری است، که با توجه به مبانی و اهداف بیان شده در دین اسلام، تمام انسان‌ها در قالب هر دین و مذهبی، به تقریب و همگرایی در راستای پیروی از خالق واحد و تأمین سعادت دنیوی و اخروی بشر فرا خوانده شده‌اند.

 

        بخش اول: کلیات 1ـ‌ بیان مسأله

پیروان ادیان و مذاهب مختلف در جهان با وجود مشترکات و نقاط همگرایی در رأس همه خدای واحد و...، بجای این‌که با تکیه بر مشترکات دینی، مذهبی و انسانی خویش، تقریب مذاهب و یا وحدت پیروان ادیان را بوجود آورند؛ هر از چندگاهی به اختلافات و ظلم به‌همدیگر دست زده، و بر یکدیگر احساس برتری دارند، نگاه ناسیونالیسم آن است که هر ملت حق دارد، نظام سیاسی مخصوص خود ایجاد نماید. بر این اساس، ناسیونالیسم یک باورسیاسی دانسته می‌شود که درسایه‌ی آن مرزهای ملیتی، مشروعیت سیاسی یافته که ‌باید، با کاراکترهای ملی، مطابقت داشته باشد. ناسیونالیسم به معنی علایقِ وطن پرستی تعبیر می‌شود، که فراتر از مرزهای اتنیکی و نژادی عمل می‌کند، که نازیسم هیتلری آلمان، فاشیسم موسیلینی ایتالیا، کشتار بی‌رحمانة صهیونست‌ها در فلسطین و لبنان، تصفیه قومی در صربستان، بوسنی، رواندا، کنگو، قتل عام قریب به60% هزاره‌های افغانستان در حکومت عبدالرحمن خان را می‌توان از نمونه‌های ناسیونالیسم افراطی یاد کرد.پس جهت راه حل این معضلات و رفتن بسوی تقریب دینی و مذهبی، و یا همگرایی انسانی‌ـ اسلامی، ارایة پاسخ به سؤال ذیل، در خور توجه می‌باشد.

‌ـ ارتباط تقریب مذاهب و وحدت اسلامی، با ناسیونالیسم چگونه است؟

در ارایه فرضیه این رویکرد عجالتاً می‌توان گفت که ناسیونالیسم با تأکید بر اصالت نژاد، وطن، قوم و...، یک حرکت سیاسی، با پیامدهای منفی بین‌المللی، متکی بر احساسات، عواطف و عصبیت‌های ناروا است، در حالی که تقریب مذاهب و وحدت اسلامی، با نفی نژاد، قوم و...، یک حرکت کاملاً ایدئولوژیکی‌ـ مذهبی‌ با تأکید بر مبانی چون اصل برابری، عدالت، انصاف، تقوا و پرهیزگاری، احترام به همنوع و پیروان مذاهب دیگر و اصل کرامت انسانی در صدد تشکیل امت واحدة اسلامی، و در سطح کلان در پی همگرایی و انسجام بر اساس فطرت انسانی در سراسر جهان می‌باشد، که این‌دو با هم کاملاً در تضادند. در این مقاله، تقریب مذاهب اسلامی، به عنوان نمونة از همدلی و همگرایی نوع بشر تبیین می‌شود، یعنی با توجه به نسخة همگرایی پیروان اسلام، تمام افراد بشر با هر دین و مذهبی با توجه به مبانی و مشترکات مسلم(خدای واحد، مبدأ خلقت واحد و..) خود می‌توانند، گرد هم آمده و به گونة مسالمت‌آمیز زندگی کنند.

2ـ مفهوم تقریب و وحدت اسلامی

تقریب یعنی نزدیک گردانیدن، و گردهم آمدن؛ مقصود از «تقریب» این است که علمای هر مذهب درباره مذاهب دیگر مطالعه کنند تا به این نتیجه برسند که همة آنان در اصلِ اعتقادات (اسلام)، اشتراک نظر دارند، و با حفظ عقاید قطعی و مسلم خود در تمام زمینه‌ها موضع واحدی داشته و از توطئه‌های دشمنان اسلام غافل نباشند.

تقریب، نزدیک نمودن مذاهب به همدیگر و حذف موانع روانی مصنوعی است. بنابراین تقریب نه تذویب است و نه تخریب; یعنی مقصود ما ذوب مذاهب در یک مذهب دیگر، و تخریب مذاهب و حمله‏ی یک مذهب به مذهب دیگر نیست.[1] بنابراین عالمان مذاهب اسلامی، با توجه به مشترکات (توحید، اسلام، معاد، نبوت و...) از راه بحث‌های علمی، کلامی، تفسیری، حدیثی، اصولی و فقهی و...، با طرح مسائل نظری اجتهادی در محیطی صمیمی به حقایق و واقعیت‌های اسلامی دست یابند، و به همه پیروان مذاهب منعکس نمایند.

اما وحدت اسلامی این است که همه‏ی نیروهای امت، موضع‏گیری واحدی در قضایا و مسایل مشترک اسلامی; مانند اجرای شریعت اسلام، یا تحقق ملاک‏های حقوقی، اجتماعی، سیاسی، اقتصادی، یا موضع‏گیری واحد نسبت‏ به‌تهاجم دشمن به امت اسلام و... در مقام عمل داشته باشند، ولی در مقام فکر، در مقام فقه و اجتهاد آزاد هستند و دعوت قرآن به وحدت، همین وحدت عملی است، قرآن مساله‏ی فکر و اختلاف فکر را آزاد گذاشته است.

شیخ محمد عاشور, معاون رئیس دانشگاه الازهر مصر و رئیس کمیتة گفت‌وگوی بین مذاهب اسلامی می‌گوید: «مقصود از اندیشة تقریب بین مذاهب اسلامی, یکی کردن همة مذاهب نیست...تقریب باید بر پایة بحث و پذیرش علمی باشد تا بتوان با این اسلحة علمی به نبرد با خرافات رفت و باید دانشمندان هر مذهبی در گفت‌وگوی علمی خود, دانش خود را مبادله کنند, تا در یک محیط آرام بدانند, بشناسند, بگویند و نتیجه بگیرند».[2] در مفهوم وحدت اسلامی و تقریب، دو اصطلاح و عنوان مهم است: یکی حفظ وحدت و یکپارچگی امّت اسلامی و دیگری حفظ اصل اسلام، این دو باید در کنار هم مورد توجه خاص قرار گیرد.

پرفسور روژه‌گارودی فرانسوی می‌گوید: دلیل این که من از مسیحیت و مارکسیسم به اسلام گرویدم، اسلام برای من مفهوم جهانی‏ترین مذهب را داشت. زیرا «توحید» مفهومی جهانی دارد و فقط مفهومی برای ما نیست. این ما را به حرکت و مبارزه فرامی‏خواند...شرکت ما در این کار برای ایجاد اتحاد یک وظیفه بسیار بزرگ است. البته منظور از اتحاد، اتحاد امپریالیستی، که امریکا می‏خواهد، نیست. پیروان مذاهب قبلی، پیامبران دیگر را در دوران‏ خودشان نفی می‏کردند; یهودیان حضرت مسیح‏(ع) را قبول نمی‏کردند، مسیحیان نیز حضرت محمد(ص) را نمی‏پذیرفتند؛ اما قرآن به ما تکلیف می‏کند و می‏آموزد که به همه پیامبران قبل هم‏چون حضرت‏موسی‏(ع) ‏و حضرت‏مسیح‏(ع)و... و به شریعت آن‏ها احترام بگذاریم. به همین دلیل، نظر من آن است که مسلمانان می‏توانند هسته اصلی این اتحاد جدید باشند،...ما می‏توانیم نقش اول و برجسته را برای اتحاد در سطح کل جهان داشته باشیم، به شرط این که بر اختلافات خودمان انگشت نگذاریم و آن‏ها را ترویج نکنیم، بلکه در نقاط مشترکی که میان‌مان وجود دارد، تعمق کنیم.[3]

3ـ پیشینة تقریب و همگرایی

الف‌ـ پیشینة تاریخی تقریب و وحدت اسلامی

وحدت و همگرایی با پیدایش انسان و روحیه اجتماعی او عجین است، وحدت با تشخیص عقل ضرورت می‌یابد، لذا به حکم عقل برای زندگی بهتر، وحدت و زندگی هماهنگ با دیگران، دایماً در اندیشة بشر بوده است، زندگی قبیلوی بشر در قدیم، رضایت عمومی از یک حاکمیت را می‌شود نوعی اتحاد به حساب آورد. که امور را جهت تأمین امنیت و حقوق خود، به مرجع و قدرتی واگذار می‌کردند، از نظریه‌پردازان قرارداد اجتماعی در عهد قدیم افلاطون و در عصر جدید توماس‌هابز، ژان ژاک رسو، جان‌لاک و...را می‌توان بر شمرد.

سابقه وحدت اسلامی به آغاز دین اسلام برمی‌گردد که میان صحابه رسول خدا اختلاف و منازعه پیدا می‌شد و قرآن، مسلمانان را از آن منع می‌کرد. از جمله در جنگ احد، که خداوند در سوره آل‌عمران می‌فرماید: «واعتصموا بحبل الله جمیعاً و لاتفرقوا»، تأکید بر وحدت و پرهیز از اختلاف دارد.

در سال 1327هـ.ش، در قاهره جمعیتی به‌نام «جماعة التقریب بین المذاهب الاسلامیة‏» تشکیل شد، آن‏ها مرکزی را به نام «دارالتقریب بین المذاهب الاسلامیة‏» بنیان گذاشتند و مجله‏ای هم به نام رسالة الاسلام منتشر کردند. مؤسسان آن از شخصیت‏های معروف جهان اسلام، مانند شیوخ و اساتید الازهر شیخ عبدالمجید سلیم; استاد مجدد شیخ محمود شلتوت; شیخ محمد محمد مدنی، رئیس دانشکده شریعت در الازهر; امام سید عبدالحسین‏شرف الدین; علامه سید حسین بروجردی مرجع عالی شیعیان جهان و استاد علامه‏ شیخ محمد تقی قمی، دبیر دائمی دارالتقریب بودند. که آیة‏الله العظمی بروجردی(ره)،  مرحوم «کاشف الغطاء» از این فکر حمایت فکری و مالی می‏کردند.

از امتیازات مهم این حرکت، گرایش و تایید عالمان بزرگ و نداشتن صبغه و رنگ سیاسی بود که باعث موفقیت ‏شد، و امتیاز دیگر آن جایگزینی اصطلاح «تقریب‏» به جای «وحدت‏» بود. این عبارت، نشانگر آن بود که:

اولاً، این کار جنبة فرهنگی و علمی دارد و تا وقتی که یک نوع تفاهمی بین عالمان اسلام و پیشوایان مذاهب پیدا نشود، نمی‏شود مسلمانان را دعوت به یک نوع وحدت کرد، زیرا چنین وحدتی در حالی‌که تفاهم و تقریبی ایجاد نشده، وحدت صوری و سیاسی است و تا وقتی که یک اختلاف این چنینی هست، ثمره نمی‏دهد.

ثانیا، جایگزینی «تقریب‏» به جای «وحدت‏»، نشان می‏داد که هدف بنیان‏گذاران این حرکت، انحلال و یا ادغام مذاهب نیست، بلکه مقصود این است که مذاهب، با حفظ استقلال و ماهیت‏ خود، به یکدیگر نزدیک شوند.

اصول این حرکت ‏بر امهات و مسایل اصلی اسلام که مورد اتفاق همة مسلمین است متکی بود، و مؤسسان آن به‏ خصوص روی فقه تکیه می‏کردند و مدعی بودند که این فقه، مذاهبِ مهم موجود مانند مذهب شافعی، مالکی، حنبلی، حنفی، جعفری و زیدی را از هم جدا کرده است. البته، اختلافات عقیدتی بین مذاهب دیگر با شیعه در مساله امامت وجود دارد; چنان که در مذاهب اهل سنت نیز در مسایل عقیدتی اختلافاتی است. گروهی گرایش اشعری دارند و گروه دیگر گرایش اعتزال; اما هیچ یک از اختلافات عقیدتی، باعث ایجاد مذهب نشده است، و کسی نمی‏گوید فلان قسمت عالم اسلام اشعری هستند یا اعتزالی، بلکه تقسیمات برحسب فقه است. لذا، تکیه بر تقریب در محدوده فقه مذاهب، کار خوبی بود.[4]

ب‌ـ پیشینة فرهنگی تقریب مذاهب؛

در آغاز غیبت کبرا، فقیه نامی شیعه شیخ طوسی، کتاب ارزشمند «الخلاف» را به رشته تحریر آورد و بدین ترتیب، زمینه‌های فقه تطبیقی و فقه مقارن، میان مذاهب اربعه، وجود خارجی گرفت. پس از آن دانشمندان بزرگی چون علامه حلی، با نگارش کتاب «تذکره »، راه شیخ طوسی را پی‌گرفتند. در این عصر نیز، آیت الله سید عبد الحسین شرف الدین در لبنان، آیت الله بروجردی و شیخ محمد تقی قمی در ایران، و شیخ محمود شلتوت و شیخ محمد مدنی در مصر ادامه دهندگان این راه بودند.در قرون بعدی نیز مصلحان و اندیشمندانی چون سید جمال الدین اسدآبادی، شیخ محمد حسین کاشف الغطاء، شیخ محمد عبده و... پا به صحنه اجتماعی و سیاسی گذاشتند و ندای اتحاد مسلمانان را سر دادند.

تاریخچه تقریب در بعد علمی، فرهنگی و عقایدی به اواخر سده سوم و پس از آن باز می‌گردد. عالمان مسلمان در آن زمان، اهمیت مسأله را درک کرده و بر آن تأکید زیاد داشته‌اند. تقریباً از اواخر سده سیزدهم به بعد، چند تن از علمای بزرگ اسلامی، مسلمانان را به وحدت دعوت کردند که در میان آنان، مرحوم سید جمال‌الدین اسدآبادی و شاگردان او شاخصند.

کتاب الخلاف محمد حسن الطوسی، که در آن نظریات وآراء علمای فریقین را بدون تعصب و برای بیان روش فقهی در استنباط احکام در سده چهارم و پنجم گرد آوری کرد. مجمع البیان مرحوم طبرسی که توسط علامه فقید شیخ محمود شلتوت به عنوان بهترین تفسیر به دارالتقریب پیشنهاد شد و همین تفسیر با پاورقی‌های علمای الازهر چاپ و به عنوان تفسیر قرآن تمام مذاهب معرفی گردید.

کتاب لواء الحمد امام سید صدرالدین صدر (والد امام موسی‏صدر) تلاشی بود برای گردآوری تمام روایاتی که فرقه‏های مختلف اسلامی در زمینه‏های مختلف اعتقادی ‏و فقهی از پیامبر اکرم(ص) نقل کرده‏اند تا علاوه بر قرآن کریم، منبع قابل ‏اعتماد دیگری‏ فراروی مسلمانان بوده، زمینه‏ساز وحدت سنت پاک پیامبر اکرم(ص) شود. بزرگان دیگری نیز در این مدت در پیرامون فقه و مذاهب اسلامی آثار ارزنده‏ای ‏نگاشتند; سپس موج موسوعه ‏نویسی «دایرة‏المعارف‏ نگاری» آغاز شد. الموسوعة الفقهیة ‏از دانشگاه دمشق، موسوعة عبدالناصر للفقه الاسلامی، از دانشگاه الازهر، و تلاش‏های آغازشده در دانشگاه کویت ‏برای تکمیل الموسوعة الفقهیة نمونه‏هایی از این موج نوین است. استاد گرانمایه و رئیس دانشکده فقه در نجف اشرف، سید محمد تقی حکیم، نیز کتابی‏گرانسنگ درباره اصول فقه مقارن تالیف کرده است. دستاوردهای این تلاش‏های سازنده به‏مرور در فتواهای فقهای اسلام بروز و ظهور یافته و نشان داده است که دست‏یافتن به وحدت فقهی چندان هم دور از انتظار نیست.[5] بنابراین کتب و وفعالیت‌های فوق را می‌توان از پیشینه‌های فرهنگی و علمی تقریب مذاهب برشمرد.

4ـ اهداف تقریب مذاهب

هدف از وحدت و تقریب مذاهب اسلامی، این است که مسلمانان، خود را امت واحده بدانند: «ان هذه امتکم واحده و انا ربکم فاعبدون». اخوت اسلامی که قرآن بر آن تأکید دارد و می‌گوید: «انّما المؤمنون اخوة فاصلحوا بین اخویکم» معنایش التزام قلبی و عملی به مشترکات اسلام است.

1. رسیدن به رستگاری با تقریب در زیر لوای توحید، با توجه به منبع خلقت واحد و خالق واحد؛

2. یکی از اهداف وحدت اسلامی رفع اختلاف و نبود درگیری و نزاع است: «وَأَطِیعُوا اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَلاَ تَنَـازَعُوا فَتَفْشَلُوا...;[6] و اطاعت(فرمان) خدا و پیامبرش نمایید و نزاع (و کشمکش) مَکنید...»؛

3. آشنایی بیشتر علمای مذاهب از همدیگر و پیدا کردن زمینه‏های مشترک، و سعی در راه توسعه‏ی این زمینه‏ها; ما مامور هستیم بین ادیان زمینه‏های مشترک را پیدا کنیم. از این رو طبق آیه‏ی شریفه‏ی «تعالوا الی کلمة سواء بیننا و بینکم‏»[7] به طریق اولویت، می‏بایست زمینه‏های مشترک بین مذاهب اسلامی را پیدا کنیم و آنها را توسعه دهیم؛[8]

4. کوشش در راه گسترش عوامل وحدت و حذف موانع آن;

5. فعالیت در راه از بین بردن موانع روانی بین مذاهب که معمولا موانع روانی از یک سو نتیجه‏ی مقولات تاریخی و از سوی دیگر نتیجه‏ی فعالیت‏های دشمن می‏باشد;

6. تقریب توده‏های مسلمان; هدف تقریب رفع سوء تفاهمات و شبهاتی است، که در بین مذاهب مطرح است؛

7. پیروزی در امور دنیوی و اخروی و تقویت جامعة اسلامی دربرابر تهدیدات دشمن و جلوگیری از تجاوز آنان؛

8. ایجاد مرکز قدرت سیاسی، علمی، فرهنگی، اقتصادی و...توسط مسلمانان در جهان؛

5‌ـ ضرورت وحدت و تقریب مذاهب

مؤلفه‌های چون: اصل برابری، اصل عدالت، اصل انصاف، خدمت به انسان، اقتضای شرایط و زمان، جلب منافع مسلمین، منافع ملی، توجه به ارزشهای انسانی و... ضرورت وحدت اسلامی و تقریب مذاهب را به تصویر می‌کشند، به گوشة از آنها اشاره می‌کنیم.

1ـ فراهم شدن شناخت مبانی و منابع اجتهادی (استحسان، مصالح مرسله و...) که پس از عصر تشریع به وجود آمد و باعث اختلاف آراء شد؛

2ـ فراهم شدن زمینه دستیابی به حقایق و واقعیت‌های اسلامی در ابعاد گوناگون از راه تبادل افکار و اندیشه‌های مختلف عالمان مذاهب اسلامی؛

/ 0 نظر / 53 بازدید