3/7. چالش سنت و مدرنيته

اغاز بر خورد سنت و مدرنيتهدر افغانستان به دوران امان الله پادشاه متجدد افغانستان (1919-1929 م/ 1298- 1380ش 53 بر مي گردد امان الله ضمن طرح ضرورت اتحاد مسلمين و گرايش پان اسلاميستي واحياي خلافت اسلامي و مبارزه با استعما ر تلاش نموده قدر ت ملاها را در تمامي زمينهها از جمله در امر تعليم و تربيت كاملا محدود كند و حتي اجاز ه تحصيل روحانيون درمكتب ديوبند هندوستان را نداد او به سبك اتا ترك تركيه و پهلوي ايران شروع به اجرايبرنامه هايي از قبيل حذف حجاب زنان حق تعليم زنان ارايش زنان به سبك غربي ترويجلباسهاي مدل اروپايي و ... نمود بنياد گرايان به مقابله با وي برخاستند و سر انجامبچه سقا كه در ابتدا به راهزني مشغول بود با شعار دفاع از دين و با حمايتبنيانگرايان پروژه امان ا... را ناكام گذاشت و حكومت او را ساقط كرد.

در مورد رويكرد امان الله تفاسير و تحليلها و برداشتهاي زيادي وجوددارد و يكي از نكات جالب اينكه عده اي احمد شاه مسعود را پي گير امان الله و ادامهدهنده وكامل كننده پروژه امان الله مي دانند به هر حال تجدد گرايي امان اللهنتوانست پرده هاي سنت را در افغانستان بدرد پس از ان افغانستان دچار فراز و نشيبهاي فراوان شده و د ر مجموع رو به اضمحلال سياسي و افول فرهنگي بوده است تا اينكهشوروي پس از آن نفوذ در ساختار حكومتي كابل سر انجام به اشغال افغانستان پرداخت واز سال 1357 تا سال 1371 افغانها به جهاد و عليه شوروي پرداختند اگر چه پيش از سال 57 نيز مبارزاتي عليه كمونيسم انجام گرفته است اما مبارزه سراسري از سال 57 شروعشده در يك و نيم قرن اخير بوده است.

دوران جهاد شيعه و سني را عليهشوروي هماهنگ بسيج كرد و افغانها با الهام از معتقدات ديني خود از وطن اسلام وارزشهاي ديني خويش با امكانات فوق العاده محدود در برابر ارتش سرخ تا دندان مسلح بهدفاع برخاستند و سر انجام در سال 1371 اين ارتش مغرور را سرخورده از افغانستان خارجنمودند فرهنگ جهاد مبتني بر ارزشهاي اسلامي از رهبران و علما و مجاهدان در نزد مردمقديساني ساخته بود كه به عنوان پاسداران دين و نماينده صاحب شريعت به انان مينگريستند و به اكرام شان مي پرداختند اما متاسفانه جنگهاي داخلي پس از دوره جهادوعملكرد مجاهدان و رهبران ديني نه تنها افتخارات دوران جهاد را از بين برد كه چهر هدين ارزشهاي اسلامي و موقعيت علما را تخريب كرد به گونه اي كه مجاهد ديروز امروزجنگ سالار لقب گرفته است همين عملكرد مجاهدين بود كه زمينه خيزش طالبان و رشد افكار افراطي و عقايد متحجرانه را فراهم ساخت بنابر اين نابجا و ناصواب نخواهد بود اگربگوييم كه اولين تيشه را به ريشه سنتها و ارزشهاي ديني عملكرد مجاهدي زد و دومينقدم را در تخريب چهره زيباي دين طالبان با چكمه هاي خون الود امريكايي و دلارهاينفت الود سعودي و افكار بسته و متاثر از جمود وهابي برداشت .

به هرحال شرايط پس از دوران جهاد سبب شد كه پس از استعمار پير انگلستان و ارتش سرخ شورويابر قدر ت سوم يعني امريكا وارد صحنه افغانستان شود خستگي مردم از جنگ تاراج مالناموس و تهديد زندگي شان زمينه را براي تهاجم فرهنگي غرب فراهم ساخته است و در چنينشرايطي پذيرش عناصر و هنجارهاي فرهنگ ليبرال امر عادي و مثبت تلقي و ارزيابي مي شود.

ليبرال مسلكان جامعه ما به بهانه نقد عملكرد مجاهدين فرصت يافتهاند تا تمام ارزشهاي اسلامي را زير سوال برده و راه نجات و فلاح كشور را د ر پيمودنرا ه غربيان اعلام كنند اگر چه اين طيف در افغانستان بد ون ترديد بسيار در اقليتاست اما زنگ خطري است براي اصحاب دين و ارباب ديانت. نكته اي كه بايدمورد توجه باشد اين است كه بحث چالش سنت و مدرنيته در جهان سوم و كشورهاي اسلامي يكامر فراگير است و در افغانستان نيز اين مساله طبيعي بود كه پس از استقرار صلحبرجسته تر مي شد و اين از چند سال پيش و از دوران مجاهدين و طالبان قابل پيش بينيبود بنابر اين همه مسائلي كه امروز ما در عرصه فرهنگ اجتماع و سياست با انها مواجههستيم صرفا با حضور امريكا وارد نشده است دير يا زود اين مسائل رخ مي نمود و از اينپيش نيز تا اندازه اي رخ نموده بود مهم آن است كه جامعه متدين و علما و روحانيت بهجاي فرافكني مشكلات و صرفا سخن گفتن از وجود مشكل عملكردها و رفتار خودشان را بازبيني و نيز از عمل شتابزده و نسنجيده پرهيز و شمرد ه گام بردارند چه اينكه بيش ازجذبه هاي فرهنگ ليبرالي عملكرد علما و مجاهدين جنگ هاي داخلي ناسازگاري فكر ي تجملگرايي تعقيب منافع شخصي و ماد ي جاه طلبي و مقام پرستي تحجر بي لياقتي عدم صلاحيتعلمي و.. و به ويژه رويكرد طالباني به دين بيشتر مردم را از ارزشهاي ديني و روحانيترويگردان كرده است.

4/7. جايگاه و نقش علما وروحانيت

با همه آنچه گفته شد علما و روحانيت جايگاه ويژه اجتماعي درميان مردم افغانستان داشته و دارد نه تنها مردم شيعه به علما و روحانيون خود و اهلسنت به يك روحاني شيعي نيز احترام و منزلت ويژه قائل اند.

درافغانستان جامعه روحاني سازماندهي شده و داراي سلسله مراتب وجو د ندارد با اين همهميان ملاهاي روستاها و روحانيون تحصيلكرده تمايزي كاملا واضح مشاهده مي شود اينروحانيون عليمرتبه به لحاظ تربيت خود تشكيل يك گروه مي دهند و نه به لحاظ مقامي كهدر يك نهاد سياسي دارند اين گروه كه از اسلام قرون وسطايي برخاسته تا زمان حال كهتوسط گرايش به غرب حاشيه نشين شده از لحاظ مطالبي كه مطالعه مي كند و آنچه مستند وتكيه گاه اوست لايتغير با قيمانده است اما قشر جديد روحانيون شيعي و سني هم ا زلحاظ دامنه تحصيلات وهم به جهت فعاليتهاي اجتماعي كاملا متفاوت از قشر سنتي روحانيتاست اينان ضمن دخالت د ر سياست و احيانا تصاحب پستهاي سياسي و نظامي و ازفعالترينعناصر اجتماعي به حساب مي ايند در سالهاي اخير فعاليتهاي فرهنگي برخي طلاب حوزهعلميه قم و فارغ التحصيلان آن نيز نسبتا مناست بوده است گذشته از آنكه عده اي ازطلاب با سابقه چندين ساله بدون فعاليت و باز دهي همچنان در قم و مشهد و معطل اندبرخي طلاب جوان در دو سال اخير در كادر وزارت اموزش و پرورش و برخي در نهاد هايديگر مشغول فعاليت اند برخي نيز به امور مطبوعاتي پرداخته وعده اي به عنوان مدرس يافعاليت از طريق رسانه منبرمشغو ل شده اند بدون تعارف طلاب محصل در حوزه علميه قم رانيز مي توان به سه دسته تقسيم كرد دسته اولي برخي علمايي اند كه جز تركيب ضرب زيد وتجزيه برخي لغات عربي واحيانا چند مساله فقهي و چند روضه استاندارد نياز به اطلاعاتبيشتر از ان در خود احساس نمي كنند و با مسايل پيش امده و مردم نيز بسيار با تصلببرخورد مي كنند دسته دوم از آن لبه بام افتاده و از حوزه علميه به شهريه و گهگاهيبن و عنايتي اي بسنده كرده و در س حوزوي خواندن را تلف وقت و عقايد و ارزشهاي دينيرا نيز تحجر و كهنه پرستي مي دانند د راين ميان بحمدالله كم نيستند طيفي كه ضمنتعهد به شون طلبگي خود و حرص و تلاش در فراگيري علوم مقدس اسلام همگام با زمانه وتحولات ايام در حركت اند و در اينده نيز بار فرهنگي كشور را به دوش خواهندكشيد.
اگر چه دير زماني است كه افغانستان ا زكاروان علم و فرهنگ عقبافتاده وجاي انديشه و حكمت بوعلي وفارابي ادب ناصرخسرو عشق واشراق مولوي و سنايي وعرفان خواجه عبدالله انصاري و علم و دانش خراسانيان را تفنگ و جنگ سالاري گرفت كهگويا تغيير نام خراسان به افغانستان اين شومي را د ر پي داشت اما نم نمك صداي باراناحياگر فرهنگ گذشته به گوش مي رسد نمي توان ناديده انگاشت كه به خصوص شيعيان امروزدر حال تثبيت موقعيت اجتماعي - سياسي خود هستند و در عرصه فرهنگ بيشتر از ديگرهموطنان خود به تكاپو افتاده اند روشنفكران و اهل ادب تاجيك ما بارها در اين اواخراظهار داشته اند كه تاكنون ما مدعي بوديم كه تاجيك ها بار فرهنگي افغانستان را بهدوش مي كشد اما امروزه انگونه كه پيداست اين بار را برادران هزاره شيعه ما به دوشمي كشند اميدواري د راين است كه حاملان ادب و فرهنگ به عنوان نمونه مي توان بهمقالات و مطالب منتشر شده در مطبوعات دو سال اخير نگاه انداخت كه به لحاظ علمي بهاستانداردهاي جهاني نزديك مي شود در اين خصوص مي توان به مجله خط سوم وارث در درينگاه معاصر جانشين سراج اشاره نمود كه خوشبختانه در همه اين مجلات و مطبوعات رد پايطلاب مقيم و خارج از قم و دست حوزويان مشهد مشهود است.

با اينحالطلاب افغاني مركز جهاني كه امروز قشر بزرگ از بدنه فرهنگي جامعه را تشكيل مي دهندنياز مبرم به سامان يابي و سازماندهي دارند فعاليتهايي هم كه تا كنون صورت گرفته ومي گيرد به صورت فردي يا خرده گروهي بوده و يك برنامه منسجم و داراي استراتژي وتاكتيكهاي مشخص وجو د نداشته و ندارد.

8. چشم انداز اينده اسلام وتشيع.

ارزشهايفرهنگ غربي وارد كشور شده و مي شود و بي بند و باري اخلاقي تشكيكات فكر ي و جنگ باارزشهاي ديني را دامن مي زند و تعداد قابل توجهي از جوانان را به كام اباحيگريانداخته است و احتمال گسترش اين روند د ر آيند ه نيز وجود دارد علاو ه بر اينشبهاتي درباره عقايد و ارزشهاي اسلامي به وجود امده كه نيازمند پاسخگويي است درمجموع اين شبهات و تشكيكات را مي توان به صورت زير دسته بندي كرد.

الف(ناكاميهايي كه در گذشته صورت گرفته مربوط به عملكرد ها بوده

/ 0 نظر / 16 بازدید