احزاب سیاسی مدرن

پیش درآمد

انسان‌ها از دیرباز برای زندگی بهتر در کانون قبایل و طوایف با رعایت قوانین موضوعة خود می‌زیستند، و تاهنوز با تدوین برنامه‌های خوب زندگی به شیوه‌های مختلف ادامه دارند، که پدیدة حزب را می‌توان یکی از آن روش‌ها نام‌برد. راهکارها و تمهیدات بهینه سیاسی، اجتماعی، و اقتصادی، ارکان چرخش، پویایی و پایایی یک جامعه هستند. بدون سلامت سیاسی، اجتماع و اقتصاد یک کشور بیمار خواهند بود. سلامت سیاسی یک جامعه دمکراتیک و نگاهبانی از دست آوردهای ملی و دمکراسی در آن جامعه، به شرکت مستمر و مستقیم افراد آن جامعه نیاز دارد؛ اما، مردم به زندگانی خود مشغولند. در کنار درخواست و آرزوها برای سربلندی و سلامت میهن، دولت، و ملت خود؛ اولویت فکری مردم سربلندی و سلامت خانواده آنهاست، بدین جهت مردم نمی‌توانند انفرادی و یا در گروههای کوچک در امور مملکتی اثر گذار باشند. لذا وجود احزاب و گروه‌های کلان سیاسی دارای مرامنامه و اهداف عالی ملی و کشوری از اهمیت خاصی برخوردار است.

بخش اول: کلیات

1. بیان مسأله

مفهوم نوین حزب مولود پارلمانتاریسم، و رهاورد مدرنیته در غرب است؛ با گسترش فرهنگ غرب به‌قلمروهای دیگر، بسیاری از مفاهیم و از جمله حزب، که ناشی از مؤلفه‌های فرهنگ غرب بود، در سایر کشورها رواج یافتند. در افغانستان احزاب آن‌گونه که در غرب و دنیای مدرن وجود دارند، دیده نمی‌شوند؛ بلکه ملغمة از مدرن، سنتی، دینی و... قابل مشاهده است. البته باید توجه داشت، که برخی از تشکل‌ها با ریشه‌ها و زمینه‌های بنیادگرایی وام گرفته از اخوان المسلمین مصر، القاعده عربستان و... نه با تعریف احزاب مدرن، که با احزاب سیاسی کشورهای در حال توسعه و جهان سوم سازگار نیست، و ماهیت مخصوص بخود را دارند. منظور از احزاب در این نوشتار آن دسته از احزابی است، چه مدرن و غیر مدرن، که با رویکرد «سیاسی» در جامعه مطرح‌اند، که بطور مسلم آن دسته از احزاب مطرح شده در قرآن و متون دینی را که ناظر بر احزاب اعتقادی است دربر نمی‌گیرد، بلکه احزاب اسلامی را که برای نیل به اهداف غایی اسلامی در جامعه تلاش می‌کند، تحت پوشش قرار می‌دهد. و نیز مراد از مدرن، بیشتر تأکید به آن بخش توسعه و تمایز یافتة احزاب است که متفاوت از احزاب سیاسی مدرن جوامع غربی می‌باشد. پس پاسخ به سؤالات ذیل در این راستا در خور توجه می‌باشد.

ـ مفهوم حزب چه بوده و حزب سیاسی کدام است؟

ـ تفاوت مفهومی حزب مدرن و اسلامی در چیست؟

ـ کارویژه‌های حزب سیاسی کدامند؟

2. چیستی حزب

حزب عبارت است از گروهی از افراد، که به‌خاطر اهداف مشترک و اصول، برنامه‌ها، استراتژی و خط مشی‌های مشترک درون یک سازمان مشخصی به منظور رسیدن به اهداف مشترک و اجرای برنامه‌ها، اصول، استراتژی‌ها و خط‌مشی‌ها گرد هم آمدند.[1]حزب یعنی تشکلی از افراد با باور های سیاسی مشترک که به‌منظور شرکت در اداره امور کشور با هم تعامل و همکاری می‌کنند. بنابراین حزب چند جزء دارد: وجود اهداف، برنامه‌های سیاسی، اجتماعی و اقتصادی یک سازمان و یک تشکل. مهمترین هدف تمامی احزاب عبارت از کسب قدرت سیاسی است، هیچ حزبی انکار نمی‌کند که به دنبال کسب قدرت نیست و کسب قدرت امر مذموم و ناپسند تلقی نمی‌شود. لذا ابزار‌های مهم تهیه شده که یکی از ابزارهای کارآمد در زمینه حزب است.[2]

3. پیشینة حزب

1/3ـ پیشینة حزب در غرب

خاستگاه حزب در غرب مدرنیته است و سکولاریسم، اومانیسم، مبانی معرفت شناختی غرب، و پلورالیسم سیاسی از شاخصه‌های مهم شکل‌گیری احزاب سیاسی به شمار می‌روند. نخستین بار ادموند برک (1797ـ1729) درباره احزاب سخن گفته است. این امر پس از آن بود که با تحولات ناشی از رنسانس، حاکمیت از آن مردم دانسته می‌شد.[3] پس از او جیمز مدیسن (1836ـ1750)، حزب را ضرورتی انکارناپذیر دانست. وی دیدگاه‌های متنوع افراد درباره حکومت، تنوع عقاید مذهبی و توزیع ناعادلانه ثروت را برترین خاستگاه این امر بر می‌شمرد.[4] در قرن نوزدهم احزاب شکل گرفتند. درباره خاستگاه احزاب در غرب نگره‌های گوناگونی ذکر شده است.[5] موریس دورژه آن را مولود پارلمانتاریسم می‌داند: «احزاب سیاسی همزمان با آیین‌های انتخاباتی و پارلمانی به وجود آمده‌اند و توسعه آن‌ها توأمان صورت گرفته است.»[6] برخی نیز حزب را ضرورتی در جهت فرایند توسعه و نوسازی غرب بر می‌شمرند. حداکثر پیشینة حزب به دو سدة اخیر بر می‌گردد، که با حزب و قبیلة که در گذشته مطرح بوده است تمایز اساسی دارد، روند بسط سکولاریسم و دنیوی‌گرایی در غرب و حذف نهادهای کلیسایی موجب خلأهایی گشت که حزب در جهت پرکردن آن خلأها مطرح گردید.[7] دان‌کیوپیت دین شناس معاصر انگلیسی بر این باور است که در جهان پیش از رنسانس، روابط افراد بر پایه کلیسا و آیین مسیحیت تعریف می‌شد. اما با رنسانس و فروپاشی ساختار کلیسایی، ضرورت باز تعریف روابط اجتماعی بر پایه فرهنگ مدرنیته امری گریزناپذیر بود. در این راستا حزب ساز و کاری در جهت برقراری ارتباط میان افراد معرفی گردید.[8] اشپلنگر نیز پیدایش احزاب را از مظاهر شهرنشینی جدید بر می‌شمرد و معتقد است از زمانی که شهرها از روابطی که با ولایات اطراف داشتند آزاد شدند سیاست دودمانی جای خود را به سیاست حزبی داد.[9]

2/3ـ پیشینة حزب در شرق

حزب در ادبیات فارسی و عربی از پیشینه زیادی برخوردار است. حزب در لغت به معنای جماعتی از مردم، پیروان و هم مسلکان شخص، بهره و قسمت آمده است.[10] راغب اصفهانی در تبیین مفهوم قرآنی آن بر این باور است که حزب به جماعتی اطلاق می‌شود که با شور و حماسه از آرمان‌های مشترک خود دفاع کنند: «الحزب جماعة فیها غِلَظ[11] و گفته شده است که با توجه به ادبیات و مفاهیم قرآن کریم «حزب تجمع گروهی است که بر اندیشه و هدف واحدی توافق داشته باشند و از آن با حمیّت دفاع کنند.»[12] با تأمّل در معنی و مفهوم لغوی حزب می‌توان دریافت که حزب بیانگر تجمع و تفرّق است. دسته بندی و تجمع درباره آرمان‌ها، باورها و منافع مشترک (اشتراک ها) و تفرّق پیکار و مبارزه است.[13] نقاط اشتراک در حزب هویت‌ساز بوده و موجب جدایی و پیکار آن با گروه‌ها و تشکل‌های دیگری می‌شود که باورهای هویت‌ساز دیگری دارند. از این رو، در قرآن کریم به صف آرایی مؤمنان در مقابل کفار اشاره رفته، و از آن به حزب تعبیر شده است.[14]

بخش دوم: تبیین و بررسی مفهوم حزب

1. احزاب مدرن

جوزف لاپالومبارا برای احزاب جدید و مدرن چهار شرط اساسی عنوان کرده که با اقبال بیشتر نویسندگان و پژوهشگران حوزة جامعه‌شناسی سیاسی روبه‌رو شده است. این چهار شرط به بهترین وجهی ویژگی احزاب جدید را نشان می‌دهد و تفاوت این احزاب را با دیگر تشکّل‌های سیاسی و اجتماعی بیان می‌کند.[15]

الف. حزب باید به سازمان و تشکیلات پایداری متکی باشد که حیات سیاسی آن از حیات مؤسسان فراتر باشد. این شرط ضامن دوام و بقای حزب و استقلال آن از بنیان‌گذاران نخستین است. با این شرط، فرق احزاب جدید با گروه‌ها و دارودسته‌های قدرت‌طلب و وابسته به اشخاص روشن می‌شود.

ب. تشکیلات حزبی باید دارای سازمانی مستقر در محل باشد و زیرمجموعه‌هایی داشته باشد که در سطح ملی فعالیت کنند و دارای روابط منظم و متقابلی با یکدیگر باشند. این شرط فرق حزب را با یک گروه پارلمانی که فاقد تشکیلات مستقر در یک محل و فاقد فعالیت در سطح ملی است، نشان می‌دهد.

ج. ارادة رهبران ملی و محلی سازمان باید بر کسب قدرت استوار باشد، نه اعمال نفوذ. این شرط وجه تمایز حزب و گروه‌های فشار و جریان‌های ذی‌نفوذ است.[16]

د. حزب باید در پی کسب حمایت عمومی به خصوص از طریق انتخابات باشد. این شرط ویژگی دموکراتیک احزاب جدید و فرق آنها را با باشگاه‌های بریده از مردم نشان می‌دهد و یادآور می‌شود. این معیار وجه تمایز مشخصی برای مرزبندی بین احزاب سیاسی و گروه‌های تروریستی است که به جای تکیه بر رأی مردم به زور متوسّل می‌شوند. این معیار رابطة نزدیک انتخابات و احزاب را نیز تبیین می‌کند.[17]

از مجموع تعاریف برای «حزب» می‏توان چهار عنصر اصلی زیر را به‌عنوان مؤلفه‏های مقوماحزاب سیاسی مطرح کرد: 1. تکثرگرایی و پلورالیسم سیاسی یا پذیرش فعالیت‏های حزبی؛ 2. رقابت سیاسی یا تلاش برای دست‏یابی به مناصب دولتی و کرسی‏ها؛ 3. مشارکت سیاسییا تلاش برای اعمال نفوذ در تصمیم‏گیری‏ها و سیاست‏گذاری‏های دولتی؛ 4. انتخابات وحق رأی یا تلاش برای دست‏یابی به آرای بیشتر جهت تأمین اهداف و منافع حزب.

در مجموعمی‏توان نسبت به خاستگاه و زمینه‌های احزاب سیاسی از سه رویکرد عام و مشهور یادکرد: 1. «رویکرد نهادی» که حزب را با شکل‏گیری نهادهای جدید سیاسی نظیر پارلمانپیوند می‏دهد؛ 2. «رویکرد بحران» که از توالی پنج نوع بحران (هویت، مشارکت،مشروعیت، توزیع منابع و نفوذ) و نحوه مواجهه با آن، به عنوان خاستگاه احزابسخن می‏گوید؛ 3. «رویکرد نوسازی» که شکل‏گیری احزاب سیاسی را با توسعه و نوسازیمرتبط دانسته و معتقد است که احزاب سیاسی تنها زمانی زمینه تحقق پیدا می‏کنند کهاقداماتی در جهت نوسازی به عمل آورند.[18]

2. مفهوم حزب بر اساس آموزه‌های اسلامی

تمایز اساسی که بین اندیشة اسلامی در مورد حزب با اندیشه غربی و تفاوت خاستگاه و مبانی آن وجود دارد، دو نگرش در اینجا قابل ارائه است: نخست آنکه به موازات توسعه ادبیات غربی درباره حزب، به ابعاد گوناگون مسأله از منظر اسلامی نگاه کنیم; نظیر دیدگاهی که هم اکنون درباره مردم سالاری دینی عرضه شده است; یعنی توجه به این نکته که مردم سالاری دینی نسخه‌ی الگو گرفته از دموکراسی غربی نیست، بلکه ریشه در تعالیم اسلامی داشته و شاخصه‌ها و مؤلفه‌های آن برگرفته از اسلام است. دوم آنکه با حفظ پای بندی نسبت به روش شناسی استنباط مسائل اسلامی و توجه به مبانی معرفت شناسی و هستی شناسی به ابعاد کاربردی «حزب» نظر افکنیم.

واژه «احزاب» که به صورت جمع به کار رفته است در ده آیه قرآنی مورد توجه قرار گرفته است: «وَ مَنْ یَکفُرْ بِهِ مِنَ الْأَحزابِ فَالنَّارُ مُوعِدَهُ..[19]، «وَ مِنَ الْأَحْزَابِ مَن یُنکِرُ بَعْضَهُ...»[20]، «فَاخْتَلَفَ الْأَحْزَابُ مِن بَیْنِهِمْ»[21] و سایر آیات.[22] برخی از آیات یادشده بر تجمع‌ اعراب یهودی اشاره دارد که در جنگ خندق در مقابل پیامبر ایستاده و در جهت مقابله با آموزه‌های دین اسلام تلاش کردند. و بعضی اشاره دارد که پیامبر اسلام بر حق، و دشمنان آن حضرت، اعم از مشرکان و غیر ایشان، که از فکر مشترکی برخوردار نبودند، بر باطل هستند. از این رو از آن‌ها تعبیر به احزاب شده است. آیاتی که در آن واژه حزب به صورت جمع به کار رفته است، ناظر به کفر، انکار حق، و ایستادگی در مقابل دین اسلام می‌باشد. احزاب در این امر اشتراک نظر دارند که در نفی اسلام و حق پای‌فشارند. در عین آنکه هر حزبی دارای اشتراک پیوند دهنده افراد خود بوده و از حزب دیگر متمایز می‌باشد. اما منفعت بزرگی چون معارضه با اسلام موجب وحدت نسبی آن‌ها شده است.[23]

تبیین حزب در اندیشه‌های اسلامی و دینی، در چارچوب گفتمان اندیشه غرب، تلاشی بیهوده است، لذا ضروری است فارغ از اندیشه غرب و در پارادایم اندیشه اسلامی مفهوم‌سازی کنیم. اندیشه اسلامی در مقایسه با مدرنیته و اندیشه غربی دو چارچوب متمایزند که زیرساخت و مبانی آن دو تفاوت اساسی دارند و طبعاً رو بناها و مشتقات سیاسی آن دو نیز متفاوت‌اند. از مبانی متمایز آن دو که صرف نظر کنیم، برخی پیش فرض‌ها و ویژگی‌های متمایز آن را می‌توان چنین برشمرد.

الف. حزب در اندیشه غرب دغدغه کسب، حفظ و گسترش قدرت دارد. این امر در ویژگی‌های حزب و تعریف آن نیز مورد توجه قرار گرفته است. در فرهنگ اسلامی «قدرت» از اصالت برخوردار نیست. قدرت از اهداف میانی برای مسلمانان به شمار می‌رود که برای دستیابی و حفظ و گسترش آن تلاش فراوانی صورت می‌گیرد، اما در جهت آرمان‌ها، رشد و تعالی معنوی و حفظ اسلام مورد بهره برداری قرار می‌گیرد. از این رو امام خمینی(ره) حفظ نظام اسلامی را از واجب ترین واجب‌ها قلمداد می‌کند; زیرا حکومت مقدمه‌ای ضروری برای بسط ارزش‌های دینی و برپا داشتن دیگر واجبات به شمار می‌رود.

ب. حزب در اندیشه معاصر غربی هیچ محدودیتی به جز منافع ملی را به رسمیت نمی‌شناسد. به نظر می‌رسد حزب در اندیشه اسلامی سازوکاری در جهت عملیاتی ساختن اصول و قواعد دینی است. هدف حزب یافتن راهکارهای اجرایی احکام و دستورات دینی است و همواره در چارچوبی که به مثابه خط قرمز فعالیت‌هایش قلمداد می‌شود، فعالیت خود را تنظیم می‌کند. از این رو، حزب مولّد راهکارهای اجرایی و اندیشه در چارچوب منافع ملی و احکام و قواعد اسلام می‌باشد. حد و مرز آزادی آن در چارچوب فرهنگی تعریف می‌شود.[24]

اگر سیاست را مدیریت جامعه بر اساس مصالح مادی و معنوی در نظر بگیریم، طبعاً برای آنکه مؤلفه‌های نظام سیاسی و از جمله حزب با مفهوم سیاست سازواری و انسجام داشته باشد، می‌توان در تعریف حزب گفت: حزب در اندیشه اسلامی به گروهی از انسان‌ها اطلاق می‌شود که دارای انسجام و تشکّل بوده و در راستای تأمین مصالح مادی و معنوی تلاش می‌کنند، و یا در جهت تأمین سعادت و ارزش‌های دینی می‌کوشند. طبیعی است تعریف فوق درون دینی بوده و بر تشکّل‌های حزبی در جامعه اسلامی قابل انطباق است. که در غرب حزب در راستای نیل به قدرت، اما در اسلام نیل به قدرت برای رسیدن به اهداف غایی اسلام نه خود قدرت، تعریف می‌شود.[25] 

3. اسلام و ضرورت حزب

حزب از مؤلفه‌های ساختار نظام سیاسی به شمار می‌رود که امروزه مطرح، و هم اکنون نیز با چالش‌هایی در جوامع غربی مواجه شده است. در حقیقت، اسلام در چگونگی مدیریت جامعه اصول، مبانی و رعایت احکامی را خواستار گردیده، اما سازوکار تحقق و اجرای آن را به شهروندان جامعه اسلامی واگذار کرده است. در این راستا، چگونگی ساختار جامعه و همچنین مؤلفه‌هایی نظیر «تحزب» به خواست و اراده مجریان جامعه باز می‌گردد که می‌بایست بر اساس اجتهاد در متون به پاسخ آن دست یافت. برای تبیین حزب می‌توان به دلایل و شاخصه‌هایی در قرآن اشاره کرد; نظیر: 1. وفای به عهد: «أَوْفُواْ بِالْعُقُودِ»[26] که این امر با سازوکار قدرت همساز و هماهنگ کننده حزب در اجتماع قابل اجراست. 2. همیاری و تعاون در جهت تحقق ارزش‌های الهی: «وَتَعَاوَنُواْ عَلَی الْبرِّ وَالتَّقْوَی»[27]، انسان با طرح‌ها و برنامه‌های کارشناسانة حزب بهتر به این هدف مهم دست می‌یابد. برای فعالیت احزاب سیاسی نیز می‌توان شرایطی را برشمرد که سازگار و موافق با دین اسلام هستند; نظیر: 1. اطاعت از رهبران حزبی در چارچوب اسلام. 2. پای بندی به باورها، احکام و آموزه‌های دین اسلام. 3. انسجام و هماهنگی گروه‌های اسلامی در درون جامعه و مقابله با جریان‌های انحرافی. 4. تلاش در حوزه کارآمدی جامعه و حکومت اسلامی و اعتقاد به حاکمیت و مشروعیت الهی. 5. نظارت مستمر احزاب بر تحقق احکام اسلامی در جامعه و پرهیز از مناقشه‌های تضعیف کننده نظام. 6. جبهه بندی در مقابل جریان‌های الحادی و غیر اسلامی.

 4. حزب در نگاه اندیشمندان اسلامی

دیدگاه‌های گوناگونی اندیشمندان را، که هریک بر گفتمان و رهیافت خاصی استوار است و با مبانی اعتقادی و فلسفی خاص خود پشتیبانی می‌گردد، می‌توان به سه دسته تقسیم نمود.

الف. بی‌توجهی به مفهوم معاصر حزب در گفتمان درون دینی؛ احمدحسین یعقوب در تبیین حزب در اسلام با طرح ده مورد واژه «احزاب» در قرآن، و تبیین دو مرتبه اصطلاح «حزب الشیطان» در قرآن، در مقابل، «حزب اللّه» در دو آیه قرآنی به تحلیل مفهومی آیات یاد شده به تمایز حزب اللّه و حزب الشیطان اشاره می‌کند، در اسلام حزب وجود دارد و شاخص‌های حزب را بر اساس آیات قرآن بیان می‌کند.[28] در حالی که واژه حزب در متون دینی اشاره به نحله‌ها و جریان دینی و یا غیردینی دارد، امری اعتقادی را بیان می‌کند،(یعنی اعتقاد به این که حزب حق حزب خداست، و حزب شیطان حزب باطل است) ارتبا

/ 1 نظر / 134 بازدید
mojabah

سلام در ابتدا میخواهم به امام و تمام برادرن بسیجیم سلام گرمی بکنم. چند رور است که از بانک صادرات نمیتوانم پولم را بگیرم. گفتند تحت بر رسی‌ ۲ تا ۳ میلیون حسابها و گردآوری مشخصات صاحبان این حسابها هستند. تعجب می‌کنم چرا حتی از خودپرداز هم نمیتوانام پول بگیرم. شنیدم چندین میلیون دلار پول‌های بانک صادرات را آقایان دزدیدند و بانک مرکزی را هم تحریم کردند. آیا بانک مرکزی تحریم شده یا دزدیهای این آقایان وسعت گرفته؟ یا امام این احمدی‌نژاد و در و دسته‌اش را بندازید زندان تا دست از این دزدیها بر دارند. پول ما مقام زیاد ایشان و همبستگانشن را کور کرده است.«يَخْضَمُونَ مَالَ اللَّهِ خِضْمَةَ الْإِبِلِ نِبْتَةَ الرَّبِيعِ»(نهج‏البلاغه، خطبه 3) بعضي‌ها طوري از بيت المال مصرف مي‌كنند و آن قدر حيف و ميل مي‌كنند كه انگار شتر به علف تازه رسيده است.