وحدت از دیدگاه قرآن و سنت

مقدمه:
اندیشمندان و پژوهشگران در طول تاریخ انسان را، از دیدگاه‌ها و زوایای گوناگون مورد مطالعه قرار داده‌اند، بعضی از مطالعات با رویکرد روانشناسانه، برخی حقوقی، پاره‌ی سیاسی، بعضی اعتقادی و ایدئولوژیکی و بخشی جامعه شناختی مطرح بوده است. وحدت و همگرایی از مفاهیمی است که گاهی در جرگه سیاست، گاهی در گرایش مذهب و دین، و بعضی اوقات با رویکرد جامعه شناسی مورد مطالعه قرار می‌گیرد. چون اگر وحدت جامعة انسانی را در زمرة وحدت‌ملی قرار دهیم، موضوع سیاسی است، و اگر وحدت را در جامعه، به قشر خاصی از پیروان یک دین مورد بررسی قرار دهیم، موضوع مورد مطالعه، علاوه بر اینکه دینی و مذهبی بوده، جامعه شناسانانه نیز بحث خواهد کرد، مانند وحدت اسلامی و مسلمانان، و... در این مجموعه سعی بر آن‌ است که وحدت‌ اسلامی، همراه با آسیب‌ها و راهکارهای آن، از نگاه درون دینی، با تکیه بر آموزه‌های قرآن، تحلیل و تبیین شود، تأثیرات وحدت با توجه به جامعة اسلامی و شرایط موجود در آن به عنوان پی‌آمدهای تأثیرگذار در سرنوشت و سعادت دنیوی و اخروی بشر گوش‌زد شود، تا نقش منفی اختلاف و تفرقه در نابودی جامعة انسانی و اسلامی مشخص گردد.

                                                                                                                                 فصل اول: کلیات
گفتار اول: مفاهیم و تعاریف
1ـ تبیین مسأله
وحدت و وفاق اجتماعی یکی از مهمترین ایده‌هایی است که انسانها خصوصاً مسلمانان از روزگار آغازین اسلام تا به حال، با توجه به‌ اصول و مبانی اسلامی پیگیر آن بوده و در تلاشند که یک تز و نظریه و استراتژی واحدی، در ابعاد مختلف، متناسب با مقتضیات زمان، ارائه دهند. مفهوم وحدت اسلامی بصورت نظری در متون و منابع اصیل اسلامی بویژه درقرآن کریم به تعابیر مختلفی چون‌، امت واحده، برادری و اعتصام به حبل الله و... مطرح شده است.
وحدت اسلامی را می‌توان با رویکردهای مختلف تحلیل نمود. هرگاه سخن از همگرایی آحاد مسلمان در منابع فقهی و حقوق بین الملل به میان آید در محدودة دارالاسلام قابل بررسی است. آنگاه که وحدت اسلامی با عناوینی چون تعاون و وفاق اجتماعی، الفت و اخوت اسلامی، امت واحده و همبستگی دینی نماد یابد، در حوزة علوم اجتماعی، اخلاق و اعتقادات مورد تحلیل قرار می‌گیرد. و هرگاه به وحدت اسلامی از منظر علوم سیاسی و روابط بین‌الملل نگریسته شود، در قالب همبستگی کشورهای مسلمان، اتحاد اسلامی، بلوک اسلامی و یا به گفتة مستشرقان پان‌اسلامیسم قابل تبیین است.
تز «وحدت اسلامی» در اندیشه سیاسی بسیاری از علما و اندیشمندان مسلمان به چشم می‌خورد و هر یک به نوعی آن را بیان و تشریح کرده، راه حل‌ها و موانع موجود در راه وحدت را به رشته‌ی تحریر درآورده‌اند امّا سؤالی که به ذهن می‌رسد، این است که، چرا به رغم آنکه شعار وحدت و همگرایی در جهان اسلام بیش از یک سده توسط مصلحان جهان در اسلام مطرح شده است، در جهان اسلام به وحدت و همگرایی نمی‌رسیم؟ موانعی که در این خصوص بر سر راه وحدت اسلامی است، چیست؟
 بنابراین پژوهش حاضر بر آن است که وحدت اسلامی و موانع و راه‌کارهای آن را که بیشتر ناظر به برادری دینی می‌باشد، از منظر قرآن با استعانت از علوم تفسیر در بستر مسایل اجتماعی و اعتقادی بررسی نموده و به سؤالات ذیل پاسخ دهد.
سؤال اصلی: از دیدگاه قرآن و سنت، وحدت اسلامی و راه‌های ایجاد آن کدامند؟
سؤالات فرعی: الف‌‌ـ آسیب‌های وحدت اسلامی و انسانی در چیست ؟
ب‌‌ـ راهکارها و عوامل تحقق وحدت چه می‌باشند؟
2ـ چیستی وحدت
وحدت‌ در لغت‌ عبارت‌ است‌ از یگانه‌ شدن‌، یگانه‌ بودن‌ و اشتراک‌ گروهی‌ در یک‌ مرام‌ و مقصد، اشتراک‌ همه افراد ملت‌ در آمال‌ و مقاصد که‌ مجموعه‌ای‌ واحد به‌ شمار آیند.  در لسان العرب آمده است: الوحدة فی المعنی التوحّد ، وحدت در معنی، یعنی یکی شدن. اتحاد عبارت‌ است‌ از یکی‌ شدن‌ـ‌یگانگی‌ کردن‌، یکرنگی‌، یکدلی‌، یک‌ جهتی‌ و هماهنگی‌ـ صیرورة الشیئین‌ الموجودین‌ شیئاً واحداً.  دو چیز موجود به یک چیز تبدیل گردد.
وحدت از نظر اصطلاحی به معنی انفراد است. واحد در اصل چیزی است که مطلقاً جزئی ندارد. پس آن در هر موجود بکار می رود. چون واحد وصف خدا آید معنایش این است: او کسی است که تجزی و تکثر در آن راه ندارد.  منظور از «وحدت انسان‌ها»، توحید اعتقادی و دینی و کنار گذاشتن اختلافات فکری و اعتقادی و سلیقه‌ی میان آنها نیست، بلکه مراد این است که با حفظ این اختلافات، نسبت به هم همدلی پیدا کنند و به حقوق یکدیگر احترام بگذارند و مصالح متقابل را رعایت کنند.
3‌ـ مفهوم وحدت اسلامی
وحدت اسلامی، عبارت از این است که فرقه‌های مسلمین یکدیگر را بطور صحیح بشناسند، از مواضع فکری و اعتقادی هم آگاهانه مطلع شوند و جهت حفظ و گسترش کیان و بنیاد اسلام از نزاعی که قرآن کریم از آن نهی نموده است، دور باشند و برای دفاع از ساحت مقدس قرآن مجید و اصول ثابت و مشترک اسلامی در برابر دشمنان ملحد، مسلمین امتی متحد، ملتی متشکل و جماعتی همراز و همنوا و هم جبهه باشند.
مفهوم «وحدت اسلامی» چیست؟ و آنچه در دین اسلام به عنوان «اتحاد اسلامی» آمده چیست؟! اخوت اسلامی که قرآن بر آن تأکید دارد و می‌گوید: «انّما المؤمنون اخوة فاصلحوا بین اخویکم» معنایش التزام قلبی و عملی به مشترکات اسلام است که به طور قطع ثابت شده و در عصر رسول اکرم(ص) مورد قبول همه بوده است. همین مشترکات قطعی است که معیار اخوت اسلامی است. هدف آن است که مسلمانان براساس اصول مشترک اسلامی در ابعاد مختلف عقیدتی، فقهی و اخلاقی که اکثر مسایل اسلامی را تشکیل می‌دهد، خود را امت واحد بدانند و در سرنوشت یکدیگر سهیم باشند. شیخ محمد عاشور, معاون رئیس دانشگاه الازهر مصر و رئیس کمیتة گفت‌وگوی بین مذاهب اسلامی می‌گوید: «مقصود از اندیشة تقریب بین مذاهب اسلامی, یکی کردن همة مذاهب نیست... تقریب باید بر پایة بحث و پذیرش علمی باشد تا بتوان با این اسلحة علمی به نبرد با خرافات رفت و باید دانشمندان هر مذهبی در گفت‌وگوی علمی خود, دانش خود را مبادله کنند, تا در یک محیط آرام بدانند, بشناسند, بگویند و نتیجه بگیرند».  در مفهوم وحدت اسلامی و تقریب، دو اصطلاح و عنوان مهم است: یکی حفظ وحدت و یکپارچگی امّت اسلامی و دیگری حفظ اصل اسلام، این دو باید در کنار هم مورد توجه خاص قرار گیرد.
پروفسور روژه‌گارودی فرانسوی می‌گوید: دلیل این که من از مسیحیت و مارکسیسم به اسلام گرویدم، اسلام برای من مفهوم جهانی‏ترین مذهب را داشت. زیرا «توحید» مفهومی جهانی دارد و فقط مفهومی برای ما نیست...قرآن به ما تکلیف می‏کند و می‏آموزد که به همه پیامبران قبل هم‏چون حضرت‏موسی‏(ع) ‏و حضرت‏مسیح‏(ع)و... و به شریعت آن‏ها احترام بگذاریم. به همین دلیل، نظر من آن است که مسلمانان می‏توانند هسته اصلی این اتحاد جدید باشند،...ما می‏توانیم نقش اول و برجسته را برای اتحاد در سطح کل جهان داشته باشیم، به شرط این که بر اختلافات خودمان انگشت نگذاریم و آن‏ها را ترویج نکنیم، بلکه در نقاط مشترکی که میان‌مان وجود دارد، تعمق کنیم.
4ـ چیستی سنّت
الف‌ـ در لغت؛ واژه «سنّت» در لغت، به معنای طریقه، سیره و روش آمده ; چنان که در قرآن کریم نیز به همین معنا به کار رفته است، آنجا که می‌فرماید: «سنة اللّهِ فِی الّذینَ خَلوا مِن قبلُ و لَن تجدَ لِسنّتِه للّهِ تبدیلاً» ; این سنّت خداوند در اقوام پیشین است و برای سنّت الهی هیچگونه تغییری نخواهی یافت. طریقه و روش خداوند در امّتهای پیشین این بوده که اگر گروهی دست به فساد و ایجاد اضطراب در بین مردم میزدند، گرفتار عذاب الهی گردیده، نابود می‌شدند. این روش خداوند تغییرناپذیر است و اگر مسلمانان چنین کاری انجام دهند نیز سرنوشت امم گذشته را خواهند داشت. 
ب‌ـ در اصطلاح؛ «سنّت» در اصطلاح شرعی، به معنای سیره و دستور شارع است، اعم از دستور قولی، فعلی و امضایی،  سنّت بدین معنا، در فقه به کار می‌رود و یکی از ادلّه شرعی است. «سنّت» در اصطلاح کلامی، معمولاً همراه با کلمه «اهل»، یعنی «اهل السنّة» و یا به اضافه واژه «الجماعة»، یعنی «اهل السنّة و الجماعة»  می‌آید. در این پژوهش منظور از سنت همان تعریف عمومی فقه را در بر می‌گیرد که به گوشه‌ی از‌ سیره‌ و روشهای نظری و عملی بعضی از معصومین(ع) از جمله پیامبر اکرم(ص)، حضرت امام علی(ع)، حضرت امام حسن(ع) و...اشاره می‌شود که در رابطه با ضرورتها، بایدها و نبایدهای وحدت مسلمین ارایه شده‌اند.
5‌ـ مفهوم اجتماع و جامعه
اجتماع به گروهی از مردم که در یک منطقه جغرافیایی معین زندگی می کنند، گفته می شود، که از همبستگی لازم برای تعقیب هدفهای مشترک برخوردارند، در یک فرهنگ و شیوه زندگی مشترک سهیمند. اجتماع به دو نوع شهری و روستایی تقسیم می شود.
دورکیم «اجتماعی» را بر«تعامل‌ـ توافق» اجزاء آن (افراد جامعه) می‌داند و ماکس وبر «توافق» و محصول نهاییش«وفاق» به منزلة روح و روان جامعه (وجدان جمعی) تأکید می‌ورزد. وبر«اجتماعی» را در مجموعه کنش متقابل هدفمند و معنادار بررسی می‌کند و جامعه را برآمده از سلسله رخدادهای ارتباطی توسّط ذهنیات عامل و انتقال معانی ذهنی از این رهگذر در اثر تکرار نمادین قلمداد می کند و به بازخوانی ، روانکاوی و پشت خوانی رفتار از رهیافت تفهّم به واسطة اضافة تبیین تفسیری به تبیین تعلیلی تأکید می‌ورزد .
در اصطلاح جامعه‌شناسی به مجموعه‌ای از انسان‌ها که با هم تعامل اجتماعی پایدار دارند، جامعه گفته می‌شود. در درون جامعه، به دلیل وجود علایق مختلف انسان‌ها و گروه‌ها، تضادهای اجتماعی وجود دارند؛ اما با وجود تضاد تعادل و ثبات جامعه حفظ می‌گردد. در جامعه افراد نقش‌‌های گوناگونی را می‌پذیرند و به همان نسبت از مزایای اجتماعی مختلفی بهره‌مند می‌شوند.
گفتار دوم: پیشینة موضوع
1‌ـ پیشینة تاریخی
وحدت و همگرایی با پیدایش انسان و روحیه اجتماعی او عجین است، وحدت با تشخیص عقل ضرورت می‌یابد، لذا به حکم عقل برای زندگی بهتر، وحدت و زندگی هماهنگ با دیگران، دایماً در اندیشة بشر بوده است، زندگی قبیلوی بشر در قدیم، رضایت عمومی از یک حاکمیت را می‌شود نوعی اتحاد به حساب آورد، که امور را جهت تأمین امنیت و حقوق خود، به مرجع و قدرتی واگذار می‌کردند، از نظریه‌پردازان قرارداد اجتماعی در عهد قدیم افلاطون و در عصر جدید توماس‌هابز، ژان ژاک رسو، جان‌لاک، جان‌راولز و...را می‌توان بر شمرد.
سابقه وحدت اسلامی به آغاز دین اسلام برمی‌گردد که میان صحابه رسول خدا اختلاف و منازعه پیدا می‌شد و قرآن، مسلمانان را از آن منع می‌کرد. از جمله در جنگ احد، که خداوند در سوره آل‌عمران می‌فرماید: «واعتصموا بحبل الله جمیعاً و لاتفرقوا»، تأکید بر وحدت و پرهیز از اختلاف دارد، و حضرت  پیامبر(ص)نیز از اختلاف نهی، و به وحدت در بین مسلمین امر می‌نمود.
شخصیت‌ها و چهره های علمی فرهنگی مسلمانان از دیر باز تا کنون در جهت وحدت و همگرایی مسلمین با اندیشه و تفکر و  عمل خود اقدامات زیادی کرده‌اند. در قاهره جمعیتی به‌نام «جماعة التقریب بین المذاهب الاسلامیة‏» در سال 1327هـ.ش، تشکیل شد، آن‏ها مرکزی را به نام «دارالتقریب بین المذاهب الاسلامیة‏» بنیان گذاشتند و مجله‏ای هم به نام رسالة الاسلام منتشر کردند. مؤسسان آن از شخصیت‏های معروف جهان اسلام، مانند شیوخ و اساتید الازهر شیخ عبدالمجید سلیم; استاد مجدد شیخ محمود شلتوت; شیخ محمد محمد مدنی، رئیس دانشکده شریعت در الازهر; امام سید عبدالحسین‏شرف الدین; علامه سید حسین بروجردی مرجع عالی شیعیان جهان و استاد علامه‏ شیخ محمد تقی قمی، دبیر دائمی دارالتقریب بودند. که آیة‏الله العظمی بروجردی(ره)،  مرحوم «کاشف الغطاء» از این فکر حمایت فکری و مالی می‏کردند.
از امتیازات مهم این حرکت، گرایش و تایید عالمان بزرگ و نداشتن صبغه و رنگ سیاسی بود که باعث موفقیت ‏شد، و امتیاز دیگر آن جایگزینی اصطلاح «تقریب‏» به جای «وحدت‏» بود. این عبارت، نشانگر آن بود که: اولاً، این کار جنبة فرهنگی و علمی دارد و تا وقتی که یک نوع تفاهمی بین عالمان اسلام و پیشوایان مذاهب پیدا نشود، نمی‏شود مسلمانان را دعوت به یک نوع وحدت کرد، زیرا چنین وحدتی در حالی‌که تفاهم و تقریبی ایجاد نشده، وحدت صوری و سیاسی است. ثانیا، جایگزینی «تقریب‏» به جای «وحدت‏»، نشان می‏داد که هدف بنیان‏گذاران این حرکت، انحلال و یا ادغام مذاهب نیست، بلکه مقصود این است که مذاهب، با حفظ استقلال و ماهیت‏ خود، به یکدیگر نزدیک شوند.
اصول این حرکت ‏بر امهات و مسایل اصلی اسلام که مورد اتفاق همة مسلمین است متکی بود، و مؤسسان آن به‏ خصوص روی فقه تکیه می‏کردند و مدعی بودند که این فقه، مذاهبِ مهم موجود مانند مذهب شافعی، مالکی، حنبلی، حنفی، جعفری و زیدی را از هم جدا کرده است. البته، اختلافات عقیدتی بین مذاهب دیگر با شیعه در مساله امامت وجود دارد; چنان که در مذاهب اهل سنت نیز در مسایل عقیدتی اختلافاتی است. گروهی گرایش اشعری دارند و گروه دیگر گرایش اعتزال; اما هیچ یک از اختلافات عقیدتی، باعث ایجاد مذهب نشده است، و کسی نمی‏گوید فلان قسمت عالم اسلام اشعری هستند یا اعتزالی، بلکه تقسیمات برحسب فقه است. لذا، تکیه بر تقریب در محدوده فقه مذاهب، کار خوبی بود.
2‌ـ پیشینة نگارشی
در ارتباط با موضوع مورد تحقیق از دیدگاه قرآن پژوهش و تحقیق منسجم و یکدستی ارایه نشده است گرچه در برخی کتب و مقالات از آن به صورت پراکنده بحث گردیده است. به عنوان نمونه در کتاب «وحدت اسلامی از دیدگاه قرآن و سنّت» سید محمد باقر حکیم، وحدت از دو منظر آن هم در حجم کم مورد توجّه قرار گرفته و نیز در کتاب «مبانی الگوی وحدت و تفرقه در قرآن کریم» زهره شاکر اردکانی به بخش الگو بودن وحدت پرداخته است.
در بعضی منابع، وحدت اسلامی با رویکرد غیر از قرآنی مطرح شده است که به قرآن کریم بسیار کم یا اصلاّ استناد نشده است. و اساساّ با تکیه بر مباحث سیاسی، تاریخی و مانند آن وحدت اسلامی را تحلیل نموده‌اند، که از جمله کتاب: «الگوهای وحدت اسلامی از دیدگاه مصلحان دینی معاصر» که در این کتاب گرچه به مسائل وحدت پرداخته است امّا فقط وحدت را از نگاه مصلحان دینی چون سیّد جمال الدین اسدآبادی، عبده، کواکبی، اقبال لاهوری، سیّد قطب و امام خمینی(ره) بررسی کرده است. و به منابع مهم وحدت که قرآن است، توجه جدی نشده است. و کتاب دیگری که به نام «اتحاد ملی و انسجام اسلامی رمز نجات وبقای مسلمین» است نیز بیش از هر چیز به تحلیل وحدت با رویکرد سیاسی پرداخته است. و مسائلی چون وحدت ملی، اتحاد مسلمانان و نفاق را، از دیدگاه اندیشمندان مسلمان تحت موضوع انسجام اسلامی تبیین کرده است.
از منابع دیگری که بصورت غیر مستقیم در ارتباط با این موضوع بوده‌اند، و به سهم خود مسأله‌ای وحدت را پرورش داده‌اند، می‌توان کتاب‌هایی چون تفسیر «الکبیر» فخر الرازی، «المنار» محمد رشید رضا، «مجمع البیان» طبرسی، و «المیزان» علامه طباطبایی؛ و نیز می‌توان برخی دیگر از منابع که در این اواخر نگارش یافته‌اند، کتاب‌های: «اتحاد اسلامی در آثار شهید مطهری» نویسنده سید حمید جاوید موسوی؛ «وحدت از نگاه امام خمینی (ره)»؛ «همبستگی امت اسلامی» اکبر هاشمی رفسنجانی؛ «اسلام آیین همبستگی» عبد الکریم بی‌آزار شیرازی؛ «علی طریق الوحدة» سید تقی مدرسی؛ «حول الوحدة والتقریب» محمد علی تسخیری، را از پیشینه‌های مهم این پژوهش به شمار آورد.
لذا این پژوهش با مراجعه به متون تفسیری، کتب و مقالات مرتبط با این موضوع تلاش می‌کند که وحدت انسانی‌ـ اسلامی و موانع و راه‌کارهای آن را از نگاه قرآن و سنت در حد توان به صورت منسجم تبیین و تحلیل نماید.
گفتار سوم: ضرورت و اهداف موضوع
1‌ـ ضرورت و کارکردها
از آنجا که وحدت و همگرایی مسلمانان، از اهمیت خاصی برخوردار است، پژوهش در این راستا ضرورت می‌یابد که در دو بخش عمده قابل طرح است:
الف‌ـ علمی
1ـ شناخت نظرات اندیشمندان اسلامی و گسترش پژوهش و اجتهاد در منابع اسلامی؛ 2ـ الگو سازی دیدگاه‌های اسلامی؛  3ـ ایجاد وحدت نظر و همسویی بین مسلمانان.
ب‌ـ عملی
1ـ توجه به ارزشهای انسانی و خدمت به خلق؛ 2ـ توسعه قدرت سیاسی، علمی، فرهنگی، اقتصادی، و ایجاد قدرت حقیقی بین مسلمانان ؛ 4ـ رفع اختلاف و نزاع از بین انسانها و مسلمانان، وحدت مایه استواری و نیرومندی است و اختلاف موجب شکست و سستی است: و لا تنازعوا فتفشلوا و تذهب ریحکم و اصبروا ان الله مع الصابرین;  و اختلاف کلمه نداشته باشید که بد دل خواهید شد و شأن و شوکتتان بر باد می‌رود.  5ـ رستگاری در زیر لوای توحید؛ 6ـ تقویت جامعة اسلامی در برابر تهدیدات دشمن، و دفاع از منافع مسلمین.
2ـ اهداف
الف. تأمین و برآورده نمودن ضرورت‌های پژوهش، با تبیین موانع و راه‌کارهای وحدت اجتماعی از منظر قرآن بصورت عقلانی و مستدل؛ ب‌ـ رفع اختلاف و نزاع است در سایة وحدت اسلامی؛ ج‌ـ گسترش و توسعة پژوهشی این موضوع؛ دـ تکامل انسان و رشد فکری جامعه دینی ؛ هـ طرح راه‌کار اصولی و مسالمت‌آمیز زندگی انسان‌ها با الهام از کتاب آسمانی قرآن مجید.
                                فصل دوم: تبیین وحدت از نگاه قرآن
قرآن کریم می‌کوشد تا در نهایت  همه‌ی انسان‌ها را در جامعه‌ی جهانی واحد گرد آورد و در این راستا از انسان‌ها می‌خواهد که با حفظ اصول و در نظر داشتن اختلافات ملی و شریعتی، در یک اجتماع بزرگ و واحد انسانی گرد هم‌آیند و به اصول و ارزش‌های مشترک توجه کنند. در همین راستا است که مؤمنان را برادران یک‌دیگر می‌خواند و به همکاری و تعاون در امور نیک دعوت می‌کند.
از دیدگاه قرآن، انسان‌ها در آفرینش از یک گوهر بوده و وحدت خلقت دارند، یعنی همه از حضرت آدم به وجود آمدند، لیکن به سبب امتحان بشر و ظهور استعدادها و ظرفیت‌های او و نیز حسد و دنیاطلبی، فرقه‌گرایی، تفرقه افکنی‌های دشمنان و بدخواهان، القائات شیطانی، مسخره کردن متقابل افراد و گروه‌ها، دادن لقب‌های زشت به یکدیگر و سوء ظن به یکدیگر، این وحدت فرو پاشیده است. قرآن کریم برای تحقق دوباره امت واحد، این مؤلفه‌ها را پیشنهاد می‌دهد: اخوت بین مسلمانان، مودت مسلمانان، الفت بین مسلمانان، رحمت مسلمانان در قبال همدیگر، رافت بین مسلمانان، عفو، فضل، صفح، اصلاح، تعارف، احترام به سایر ادیان و پیامبران الهی و رد انحصارطلبی گروهی خاص.
آیا انسان‌ها ذاتاً از یکدیگر بیگانه‌اند یا در ذات خود به همکاری و همگرایی تمایل دارند؟ در صورت همگرایی ذاتی انسان‌ها، چه عواملی باعث تفرقه و واگرایی و فروپاشی وحدت می‌شود؟ به نظر می‌رسد با توجه به آموزه‌های اسلامی، دلایل فراوانی مبنی بر وجود زمینه‌ها و عناصر همگرایی، وفاق، اتحاد و تعاون و در یک کلام امت واحده در انسان‌ها وجود دارد، قرآن کریم آثاری چند را برای وحدت و همگرایی انسانی بر می شمارد که به مطالعه و بررسی این موضوع می‌پردازیم.
گفتار اول: مبانی وحدت
1‌ـ اعتقاد به اصول و شرایع آسمانی
قرآن گوهر شرایع آسمانی را یک سان و تسلیم در برابر خداوند و توحید دانسته، همه پیروان شرایع آسمانی را به همبستگی و اتحاد در محور توحید می‌خواند. در تحلیل قرآنی همه شرایع بر اصول سه گانه توحید، نبوت و معاد بنیاد نهاده شده اند و همه پیامبران الهی مردمان را به این سه اصل می خوانده‌اند.
الف‌ـ ایمان به خدای یکتا، وحی آسمانی و روز واپسین و کتاب‌ها و رسالت های پیامبران؛ قرآن همه اهل کتاب و شرایع آسمانی را به اتحاد و همبستگی دعوت می کند و از آنان می خواهد تا در سایه سخن و عقیده مشترک با مسلمانان گردآیند و متحد گردند: «قُلْ یـأَهْلَ الْکِتَـبِ تَعَالَوْا إِلَی کَلِمَة سَوَآءِم بَینَنَا وَبَینَکُمْ أَلاَّ نَعْبُدَ إِلاَّ اللَّهَ وَلاَ نُشْرِکَ بِهِ شَیـئًًا وَلاَ یتَّخِذَ بَعْضُنَا بَعْضًا أَرْبَابًا مِّن دُونِ اللَّهِ فَإِن تَوَلَّوْا فَقُولُوا اشْهَدُوا بِأَنَّا مُسْلِمُونَ؛  بگو:‌ ای اهل کتاب، بیایید به سوی سخنی که میان ما و شما مشترک است که جز خداوند یگانه را نپرستیم، و چیزی را شریک او قرار ندهیم، و بعضی از ما بعضی دیگر را، غیر از خداوند یگانه، به خدایی نپذیرند، هرگاه (از این دعوت) سر برتابید، بگویید گواه باشید که ما مسلمانیم». آیه فوق برای وحدت، به قدر مشترک بین مسلمانان و اهل کتاب، یعنی توحید و وحدانیت اشاره کرده و کلمه توحید را مایه اتحاد و یکپارچگی ادیان گوناگون معرفی نموده است.
ب‌ـ تأکید بر وحدت پیامبران و پیام های آسمانی همه پیامبران؛ در بینش قرآن تفاوت میان شرایع اسلام (به معنای اصطلاح عام) تفاوتی بر پایه مقتضیات بوده است؛ چنان که تفاوت دین اسلام و شریعت اسلامی با دیگر شرایع در بیان تفصیلی و جامعیت و کمال آن است.  باتوجه به اشتراک و یگانگی اسلام در همه شرایع و پذیرش اصول اساسی اسلام از سوی همگان، قرآن بیان می‌دارد شرط نجات پیروان شرایع آسمانی ایمان به خدا (توحید)، معاد و عمل صالح است: «ان الذین آمنوا والذین هادوا و النصاری و الصابئین من آمن بالله و الیوم الاخر و عمل صالحا فلهم اجرهم عند ربهم و لا خوف علیهم و لا هم یحزنون»؛ به درستی که کسانی که به پیامبر و دین اسلام ایمان آورند و کسانی که یهودی و یا مسیحی و یا صابی شده اند کسانی هستند که به خدا و روز آخرت ایمان آورده و عمل صالح انجام داده اند، پس برای آنان در نزد پروردگارشان پاداش است و آنان ترسان و اندوهناک نمی شوند.  البته این به معنای عدم نسخ شرایع پیشین نیست بلکه به معنای آن است که کسانی از اهل کتاب هستند که اسلام و حقانیت آن را نمی شناسند و باتوجه به جهل خود نسبت به اسلام به همان شرایع پیشین به شرط باور به توحید و رستاخیز عمل می‌کنند و کارهای شایسته و نیکو به جا می‌آورند آنان به این شرط اهل نجات هستند.
 قرآن با این همه، پیروان همه شرایع آسمانی را بر گرد آمدن در محور نقاط مشترک می‌خواند.  و از آنان می‌خواهد بر این محور با یک دیگر متحد شده و جامعه ای امن و به دور از ستم و تعدی برپا کنند و نسبت به عقاید و سنت ها و مراکز عبادی یک دیگر احترام متقابل داشته باشند. ؛ زیرا هر شریعت دیگری اصول شرایع دیگر را تأیید کرده و مدافع آن بوده است.
ج‌ـ دعوت همگانی یکسان در همة ادیان
1. دعوت همگان به سوی اجرای احکام ثابت الهی مشترک در تورات و انجیل به قصد روشن ساختن میزان اتحاد و تقارب میان ادیان، به خصوص اینکه این شریعت ها مکمل همدیگر بوده اند آیات مربوط به وجوب روزه، چگونگی قصاص و پرهیز از رباخواری نمونه ای از این دعوت هاست.
2. دعوت به مراجعه به تورات و انجیل به هنگام حل و فصل اختلافاتی که دامنگیر اهل کتاب می‌شد و توجه به مواردی که میان تورات و انجیل و قرآن مشترک است.
3. دعوت مردم به مراجعه به دانشمندان اهل ذکر و معرفت از اهل کتاب با هدف تبیین حقایق اسلام.
4. دعوت به پذیرش آیین اسلام و اصول آن و حرمت نهادن به پیامبر اکرم(صلی الله علیه وآله) و قایل شدن به اصل ابراهیمی برای اسلام و تأکید بر موقعیت ممتاز ابراهیم (ع) در آئین محمد(ص) با توجه به اینکه ابراهیم پدر پیامبران بنی اسرائیل و فرستاده ای است که آئین های آسمانی به او منتهی می گردد. بر این پایه تأکید می شود که نام «اسلام» از طرف ابراهیم(ع) است و او خود، مسلمان(تسلیم محض خدا) و حنیف است و یهودی و نصرانی نیست.
5. فراخوانی اهل کتاب بر پذیرش رسالت حضرت محمد(ص) به واسطه تأکید بر بشارت هایی که پیامبران و کتاب های آسمانی پیشین داشته است قرآن کریم بارها متذکر این حقیقت شده است. یکی از این موارد، در سوره اعراف و در سیاق گفتگو راجع به موسی است و مورد دیگر در سوره صف جای دارد.
2ـ رهبر و راهنمای واحد
دیگر از مبانی وحدت پیروی از رهبری واحد است، چنان‌چه در آیه چهل وشش انفال مورد تأکید قرار گرفته است: «وَأَطِیعُوا اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَلاَ تَنَـازَعُوا فَتَفْشَلُوا وَتَذْهَبَ رِیحُکُمْ وَاصْبِرُوا إِنَّ اللَّهَ مَعَ الصَّـبِرِینَ;  و اطاعت خدا و پیامبرش نمایید و نزاع مکنید تا سست نشوید و قدرت شما از میان نرود و استقامت نمایید که خداوند با استقامت کنندگان است». بنابراین، لازم است مذاهبِ مختلف برای رفع اختلافات و درگیری‌های درونی به مشترکات تمسک کنند، تا در برابر بیگانگان، یگانگی و اتحاد خود را حفظ کنند; اما در غیر این صورت و مشغول شدن و درگیری بین خود، قوای جسمی، فکری، اقتصادی و... هدر می‌رود. قرآن کریم اطاعت و تسلیم در مقابل خدا را از پناهگاه مهم بشر برای نجات بیان فرموده است: وَ مَن یسْلِمْ وَجْهَهُ إِلَی اللَّهِ وَ هُوَ مُحْسِنٌ فَقَدِ اسْتَمْسَکَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقَی;  کسی که قلب و جان خود را تسلیم خدا کند و در آستان پروردگار سر تسلیم و اطاعت فرود آورد در حالی که محسن و نیکوکار باشد به دست گیره محکمی چنگ زده است».
3ـ خلقت از نفس واحد
از دیدگاه قرآن کریم، انسان‌ها وحدت در خلقت دارند، چون خداوند آنها را از «نفس واحده» آفریده است. «نفس» به معنای عین است و نفس هر شیئ یعنی عین آن شیئ، و نفس انسان آن چیزی است که قوام انسان به آن است و انسان به واسطه آن، انسان است و آن مجموع روح و جسم انسان در این دنیا و روح به تنهایی در برزخ است.  در آیات ذیل بر مفهوم نفس واحده تاکید شده است: «یا ایها الناس اتقوا ربکم الذی خلقکم من نفس واحدة و خلق منها زوجها و بث منهما رجالا کثیرا و نساء»  ‌ای مردم، از پروردگارتان پروا کنید، همو که شما را از یک تن یگانه بیافرید و همسر او را هم از او پدید آورد و از آن دو مردان و زنان بسیاری پراکند.
علامه طباطبایی و فخر رازی معتقدند مراد از «نفس واحده» در آیه شریفه حضرت آدم علیه السلام و مراد از «زوجها» همسرش حواست که این دو والدین انسان‌ها هستند و خلقت حوا نیز از آدم علیه السلام است; بنابراین خلقت همه انسان‌ها به حضرت آدم منتهی شده و وحدت در خلقت دارند. 
محمد رشید رضا نیز با تاکید بر این که همه انسان‌ها از نفس واحده خلق شده اند و وحدت در خلقت دارند، می‌گوید: در این که آن «نفس واحده» کیست، اقوال مختلفی است لکن منافاتی ندارد که مراد حضرت آدم علیه السلام باشد.  فخر رازی در تفسیر آیه فوق می‌گوید: این امر که همه انسان‌ها از «نفس واحده» خلق شده اند می‌طلبد که نوعی انس و اتحاد بین انسان‌ها برقرار باشد تا موجب زیادتر شدن محبت و ترک تفاخر و تکبر بریکدیگر شود.  «و هو الذی انشأکم من نفس واحدة فمستقر و مستودع قد فصلنا ایات لقوم یفقهون»;  و اوست که شما را از تن یگانه‌ی پدید آورد و آن گاه (شما را) قرارگاه و ودیعت گاهی است. به راستی که آیات (خود) را برای قومی که در می‌یابند به روشنی بیان کرده ایم. محمدرشید رضا  درباره این آیه می‌گویند: مراد از «انشاکم» در آیه شریفه، «خلقکم» است و به این معناست که ذریه انسان با همه فزونی و گستردگی اش به حضرت آدم علیه السلام منتهی می‌شود و بعضی از این ذریه، خلق شده و در زمین مستقرند و برخی نیز هنوز به دنیا نیامده اند و در صلب‌ها و رحم‌ها هستند و در آینده متولد خواهند شد.
همان طور که بیان شد، طبق مفاهیم قرآن، همه انسان‌ها را خدا از «نفس واحده» یعنی از حضرت آدم خلق کرده‌است. از دیدگاه قرآن، این وحدت بشر در آفرینش، باید به وحدت در امت بیانجامد; انسان‌ها فطرتاً با هم دوستی و الفت دارند و امتی واحد، متحد و همبسته را تشکیل می‌دهند. قرآن کریم تشکیل امت واحد را یک برنامه وسیع و جهانی برای تحقق حکومت جهانی واحد می‌داند. برای تحقق این آرمان در ادیان مختلف به ظهور مصلح آخر الزمان نوید داده است که وی این امت جهانی را بنیان می‌نهد.
گفتار دوم: عوامل وحدت
1ـ تقوای الهی
تقوا و پرهیزگاری یکی از عوامل مهم وحدت آفرین در جامعة انسانی مورد توجه قرآن کریم قرار گرفته است، اگر در همه جا عدالت، تقوا، محبت، تعاون، ایثار، حرمت، همدلی و... حکم فرما باشد، اختلاف، نزاع و درگیری یا بطور کلی از بین می‌رود و یا بسیار اندک است. اگر ظلم، تجاوز به حریم و حرمت دیگران، بی عدالتی، بی‌تقوایی، غارت یکدیگر، و... در جامعه حاکم باشند، یقیناً درگیری، اختلاف و... نیز به تبع آن وجود دارند. لذا، خداوند متعال می‌فرماید: «یسْـَلُونَکَ عَنِ الاْنفَالِ قُلِ الاْنفَالُ لِلَّهِ وَالرَّسُولِ فَاتَّقُوا اللَّهَ وَأَصْلِحُوا ذَاتَ َبَینِکُم;  از تو درباره انفال می‌پرسند، بگو: انفال مخصوص خدا و پیامبر است، پس از (مخالفت فرمان) خدا بپرهیزید و میان برادرانی را که با هم ستیزه دارند آشتی دهید و خدا و پیامبرش را اطاعت کنید اگر ایمان دارید. در این آیه شریفه بعد از امر به تقوا، (که یکی از صفات انسانی است) امر به اصلاح و حل اختلاف شده است; معلوم می‌شود تا فضائل انسانی نباشد امر به صلاح و یکانگی و وحدت معنا ندارد.
دعای اهل ایمان این است که: «وَ لاَ تَجْعَلْ فِی قُلُوبِنَا غِلاًّ لِّلَّذِینَ ءَامَنُوا رَبَّنَآ إِنَّکَ رَءُوفٌ رَّحِیمٌ;  و در دل‌های‌ما حسد و کینه‌ی نسبت به مؤمنان قرار مده، پروردگارا ! تو مهربان و رحیمی». «غِل» به صفات مخفی و زشت اخلاقی گفته می‌شود، مؤمن از خداوند می‌خواهد هر گونه زشتی را از او دور کند. این جمله با توجه به تعبیر «اخوان» (برادران) حاکی از این است که بر کل جامعه اسلامی روح محبت، صفا و برادری باید حاکم باشد تا اتحاد و یگانگی ایجاد شود.
2ـ الفت و دوستی بین انسان‌ها
روش و منش الهی این است که از یک طرف مردم را به سعادت، علم و عمل دعوت می‌کند و از طرف دیگر، از جهل، نادانی و تقلید کورکورانه، تفرقه و دشمنی بر حذر می‌دارد. دشمنی در بین مردم عرب به خاطر تعصبات قومی، ریشه‌ای دیرینه داشته است، اما اسلام با بر شمردن هدف خلقت انسان و رسیدن به لقاء الله؛ وسیله و ابزار دانستن زندگی دنیوی، آنها را به برادری و برابری دعوت کرده است. همانند: قبیله اوس و خزرج که بعد از سال‌ها اختلاف به برکت اسلام، با هم پیمان برادری بستند. «هُوَ الَّذِی أَیدَکَ بِنَصْرِهِ وَبِالْمُؤْمِنِین؛ وَأَلَّفَ بَینَ قُلُوبِهِمْ لَوْ أَنفَقْتَ مَا فِی الارْضِ جَمِیعًا مَّآ أَلَّفْتَ بَینَ قُلُوبِهِمْ وَلَـکِنَّ اللَّهَ أَلَّفَ بَینَهُمْ إِنَّهُ عَزِیزٌ حَکِیمٌ;»  او همان کسی است که تو را با یاری خود و مؤمنان تقویت کرد. و در میان دل های آن‌ها الفت ایجاد نمود، اگر تمام آن چه روی زمین است صرف می‌کردی که در میان دل های آن‌ها الفت بیافکنی نمی‌توانستی ولی خداوند در میان آن‌ها الفت ایجاد کرد او توانا و حکیم است.» روشن است این تألیف قلوب و نزدیک شدن اهل ایمان و اتحاد بین آن‌ها، به خاطر ایمان، توجه به خدا و ارتباط مکتبی امکان پذیر است; و گرنه همین انسان‌ها تا قبل از بعثت، دشمن خون‌خوار هم بودند و بر اثر دوری از یکدیگر وجود کینه و دشمنی درگیری های طولانی داشتند و خون هم را می‌ریختند. در جای دیگر آمده است: «فَأَلَّفَ بَینَ قُلُوبِکُمْ فَأَصْبَحْتُم بِنِعْمَتِهِ إِخْوَانًا; و نعمت خدا را به خود یاد کنید; آن گاه که دشمنان یکدیگر بودید، پس میان دل‌های شما الفت و مهربانی انداخت تا به لطف او برادران هم شدید»
3ـ اعتصام به حبل الله
آیة قرآنی مستقیماً بصورت امری مسلمانان را به اتحاد و تمسک به ریسمان الهی فرا می‌خواند: «وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِیعًا وَلاَ تَفَرَّقُوا وَاذْکُرُوا نِعْمَتَ اللَّهِ عَلَیکُمْ إِذْ کُنتُمْ أَعْدَآءً فَأَلَّفَ بَینَ قُلُوبِکُمْ فَأَصْبَحْتُم بِنِعْمَتِهِ إِخْوَانًا» (و هم‏مسلکان) به ریسمان خدا (قرآن و اسلام،) و هرگونه وسیله وحدت)، چنگ زنیم و پراکنده نشوید! و نعمت (بزرگ) خدا را بر خود، به یاد آرید که چگونه دشمن یکدیگر بودید، خدا در دلهای شما الفت ومهربانی انداخت و به برکت نعمت او، برادر شدید! و شما بر لب حفره‏ای از آتش بودید، خدا شما را از آن نجات داد; این چنین، خداوند آیات خود را برای شما آشکار می‏رسد; شاید پذیرای هدایت شوید. 
تاکید قرآن بر حبل الله است، حبل به معنای ریسمان، سبب و وسیله و ابزاری است که با آن می‌توان به هدف و خواسته خود رسید.  البته به هرچیز ممتد و طولانی که وسیله رسیدن به هدف یا محکم و استوارکردن چیزی باشد، نیز اطلاق می‌شود.  اما در اصطلاح قرآنی چنان که راغب اصفهانی از آیات استفاده می‌کند، مراد از حبل الله چیزی است که موجب اتصال میان انسان و خداوند می‌شود.
در این آیات بر محوریت خداوند و توحید در همه اموری تاکید می‌شود تا نشان داده شود که اصل در همه مسائل اجتماعی و غیر اجتماعی توحید و پذیرش وحدانیت الهی است. خداوند برای جلوگیری از تشتت در جامعه ایمانی مدنیه و حفظ اصول وحدت بر لزوم تمسک دست جمعی مردم و مؤمنان به حبل الله تاکید می‌کند و آن را به عنوان عامل تقوایی مورد شناسایی و ردگیری قرار می‌دهد؛ زیرا اطاعت از فرمان الهی و نیز تمسک به حبل مصداقی از تقوای الهی است و انسان با آن می‌تواند خود و جامعه را از شر بسیاری از امور باز دارد.
الف‌ـ حبل الله و مصادیق آن
این اساسی‌ترین پرسش در زمان ماست، که قرآن به ‌مسأله حبل الله به عنوان عامل اصلی وحدت جامعه اسلامی و ایمانی اشاره کرده است. سخن این است که حبل الله چیست و مصادیق آن کدامند؟ در تفاسیر و روایات تفسیری برای حبل الله مصادیق چندی را بیان کرده اند.
از مهم‌ترین مصادیقی که بیان شده است قرآن است که خود به عنوان کتاب قانون مطرح است. چنان که گفته شد اصولا جامعه‌ای بدون قانون مکتوب نمی‌تواند به وحدت هدف و رویه دست یابد و به زودی دچار فروپاشی و تشتت می‌گردد. علامه طباطبایی برپایه روش تفسیر قرآن به قرآن با استناد به آیه 101 آل عمران، بر این باور است که یکی از مهم ترین مصادیق حبل الله، قرآن کریم است. وی برای تایید این برداشت روایتی را از صاحب کتاب تفسیر شریف تبیان نقل می‌کند که در آن روایت پیامبر(ص) حبل الله را به قرآن تفسیر می‌کند.
دومین مصداق وجود شریف پیامبر(ص) و اهل بیت عصمت و طهارت(ع) می‌باشد. بر اساس روایتی از امام باقر(ع) در تفسیر آیه آمده است که اهل بیت پیامبر(ع) حبل الله هستند.   این احتمال از آن جایی قوی و استوار می‌نماید که بدون نمونه و رهبری معصوم(ع) نمی‌توان جامعه را به درستی برپایه آموزه‌های وحیانی مدیریت کرد. به هر حال دست یابی به جامعه برتر و کامل تنها با حضور حبل الله واقعی ممکن است. در برخی از روایات تفسیری به قرینه همان آیه 101، مراد از حبل الله کتاب و سنت است که در این صورت امری باقی و برقرار است و همه جوامع می‌توانند با تمسک به آن وحدت خویش را حفظ و از تفرقه و پیامدهای سوء آن در امان باشند. علامه با توجه به این تفسیر و روایت این نظر را پسندیده و به عنوان مصداق واقعی حبل الله از این رای پشتیبانی می‌کند.
ب‌ـ آثار اعتصام به حبل الله
از مهم ترین آثار تمسک به حبل الله را می‌توان به وحدت

/ 1 نظر / 209 بازدید
فاطمه خانوم

سلام عزیزم خوبی؟؟ فدات بشم من وبت برام خیلی جالب بود شاید باور نکنی ولی اولین بار بود یه همچین حسی رو تو یه بلاگ که اینقدر برام جالب بود احساس کنم خیلی دوست دارم باهم رفیق بشیم دوست دارم بیاییم و باهم دوس جونی شیم هستی ؟؟ اگه هستی منو با اسم تفریحکده لینک کن و بعد بیا بگو اسم زیبای وبتو تو لینک باکسم چی بذارم باشه ؟؟؟ شبت بخیر نازنین