پيشينة پارلمان در افغانستان

                                                                                    صهباسهيل

زماني که موضوع تضمين آزادي هاي فردي در جامعه به ميان مي‌آيد محدوديت قدرت مطلقهحاکمان و تقسيم قدرت ميان مردم و حکومت به عنوان يکي از راهکارهايي مطرح مي‌شودکه بر اساس آن مردم به نوعي به آزادي‌هاي سياسي، اجتماعي و مدني دست مي‌يابند. اساسا مسالة ايجاد پارلمان نيز از همين جا منشأ مي‌گيرد و به همين دليل پارلمان را «نهادي ممثل اراده مردم» مي‌دانند.

نصرالله ستانکزي، استاد دانشکدة حقوق و علوم سياسي دانشگاه کابل در مورد ماهيت پارلمان در چارچوب دولت چنين اظهار نظر ميكند:«پارلمان يک نهاد سياسي و حقوقي در ساختار دولت‌ها است و به طور کل، تجمع نمايندگان مردم در يک مجمعِ قانوني است. اين مجمع به منظور تصويب قوانين، کنترل بر دولت و نظارت بر عملکردهاي حکومت ايجاد مي‌شود. پارلمان را در يک جمله مي‌توان شرکت مردم در قدرت عامه ناميد.»[1]

در افغانستان پيش از اينکه قانون در مورد ايجاد پارلمان و تفکيک قوا حکم کند، لويه جرگه ها (اجلاس بزرگان مردم) بيشتر نقش کليدي در تاسيس و به وجود آوردن نظام ها داشته است.

عارف ببرکزي، معاون وزارت اقوام و قبايل افغانستان مي‌گويد: برخي جرگه‎هايي وجود داشته، که در زمانهاي مختلف براي اين کشور سرنوشت ساز بوده است. او مي‌گويد: پس از کشته شدن امير حبيب الله خان در سال 1300 خورشيدي، اولين لويه جرگه در شهر جلال آباد برگزار شد، در اين لويه جرگه نخستين بار مسوده (پيش نويس) قانون اساسي و برخي نظامنامه ها به تصويب رسيد. پس از آن در ۱۳۰۳ خورشيدي يعني سه سال بعد، لويه جرگه اساسي منتخب در ولسوالي پغمان تاسيس شد که ۴۲۸ تن عضو داشت و برخي نظامنامه‎هايي را که قبلا تصويب نشده بود در اين لويه جرگه به تصويب رساندند.[2]

او مي‌افزايد: «بعد از آن در سال ۱۳۰۷ خورشيدي، امير امان الله خان از سفر اروپا به افغانستان بازگشت و لويه جرگه بزرگ با اشتراک يک هزار و يک صد تن را در پغمان برگزار کرد و در اين اجلاس براي اولين بار رنگ پرچم افغانستان تعيين شد.»

تفاوت ميان لويه جرگه و پارلمان

به باور برخي از كارشناسان مسايل سياسي كشور، لويه جرگه ها در افغانستان در زمان هاي مختلف بيشتر به عنوان يک نهاد مؤسس کارآيي داشته است تا يک پارلمان.

نصرالله ستانکزي در مورد برخي از تفاوتها ميان نقش لويه جرگه ها و پارلمان ها در افغانستان مي‌گويد: «لويه جرگه وقتي در قانون اساسي پيش بيني مي‌شود كه كشور افغانستان بدون دولت باشد. در واقع اشاره به مجلس موسسان است، و وجود اين مجلس هم زماني مطرح مي‌شود که يک کشور فاقد دولت و قانون باشد، اين مجلس موسسان، دولت و عناصر مربوط به دولت را در چارچوب قانون تقسيم بندي مي‌کند، با وجود اينکه لويه جرگه‌هاي افغانستان ويژگي‎هاي تعاملي دارد و به مجلس موسسان که در اروپا در طول ساليان تمرين شده بود، شباهت دارد».[3]

 اما پارلمان در يك كشوري داراي حكومت و دولت پيش بيني مي‌شود كه وظيفة آن تصويب قوانين، لوايح و مسايل ديگر مربوط به كشور ميباشد.  

اولين پارلمان در افغانستان

نخستين بار فکر ايجاد پارلمان که بيشتر از تحولات منطقه و جهان الهام گرفته بود، در زمان شاه امان الله خان در افغانستان طرح شد و پس از آن اولين پارلمان به شيوه معاصر و مروج در جامعه بين المللي در دوره سلطنت محمد نادر شاه در سال ۱۳۱۱ خورشيدي پايگذاري شد. در دوره سلطنت محمد نادرشاه در سال ۱۳۰۸ خورشيدي، مجلس عيان که ۳۸ نفر عضو داشت آغاز به کار کرد و درست سه سال پس از آن، با ايجاد مجلس دوم زير نام «شوراي ملي» عملا افغانستان داراي پارلماني شد که داراي دو مجلس بود.

پارلمان‎هاي افغانستان در ابتدا بيشتر انتصابي بود تا انتخابي. زماني که ظاهر شاه به قدرت رسيد پارلمان‎هاي افغانستان تا دور يازدهم پارلمان‎هاي انتصابي بودند.[4]

پارلمان «دموکراتيک» و «غيردموکراتيک»

در حال حاضر اکثر کشورهاي جهان پارلمان‎هايي به شکل دو مجلسي و يا يک مجلسي دارند اما تفاوت در نوع اين پارلمان‎ها، نشان دهنده تأثير و کارآيي آنهاست.

آقاي ستانکزي معتقد است كه، کشورهايي که داراي پارلمان‎هاي دموکراتيک هستند، موثريت و كارآيي بيشتر دارند.

او مي‎گويد: «پارلمانها از لحاظ ماهيت دو نوع هستند؛ پارلمان‎هاي دموکراتيک و غير دموکراتيک. پارلمان‎هاي دموکراتيک بر اساس اراده مردم به طور طبيعي به ميان مي‌آيند و اين پارلمان‎ها بايد انتخابات شفاف داشته باشند.حضور احزاب چشمگير باشد و حضور اقليت‎ها و جامعه مدني مشاهده شود. اما پارلمان‎هايي که از سوي حکومت‎ها، دولت‎ها و حلقات معين سياسي از بيرون تنظيم مي‎شود، غير دموکراتيک است و فقط يک عنصر سياسي محسوب مي‌شود.»

کارشناسان معتقدند که وجود پارلمانهاي سمبليک (نمادين) و غير دموکراتيک در جهان سبب شده است تنها ۵۰ در صد مردم از دموکراسي بهره‎مند شوند.

در حاليکه کشورهاي مختلف جهان انواع پارلمان ها را تجربه مي‎کنند بطور کلي برداشت‌هاي جهاني در مورد پارلمان و نقش آن در روند دموکراسي چگونه است؟

آقاي ستانکزي در اين مورد مي‌گويد: «پارلمانهاي دموکراتيک و غير دموکراتيک محصول تجربه پارلمانهاي جهان است. تجارب خوب پارلمان را مي‌توان در اروپا بيشتر مشاهده کرد، برخي از کشورهاي آسيايي مانند هند، اندونزي، فيليپين و تايلند و... مثالهاي خوب پارلمان ها در منطقه هستند. در اين کشورها کمتر واقع مي‌شود که عدم حضور مردم، احزاب و نامزدهاي مستقل در انتخابات باعث نگراني دولت هامي‌شوند. به طور مثال در يکي از انتخابات پارلماني در هندوستان فقط ۱۵ درصد از مردم کشمير که واجد شرايط بودند در انتخابات شرکت کردند اما کميسيون تنظيم انتخابات در هندوستان نتايج انتخابات را مشروع ارزيابي کرد».[5]

پارلمان؛ تامين کننده دموکراسي درافغانستان

پارلماني که از زمان نادر خان آغاز شده بود تا دور يازدهم يکسان ادامه داشت، حکومت مشورت‎هاي خود را از پارلمان مي‎گرفت، مساله بودجه از طريق پارلمان حل مي‎شد، پيش نويس قوانين تصويب مي‎شد... اما در دوره ي دوازدهم فعاليت پارلمان در افغانستان، براي اولين بار در سال ۱۳۴۳، با به وجود آمدن تفکيک قواي سه گانه، يک شورا (مجلس) مقتدر و با صلاحيت ايجاد شد. اکثريت نمايندگان، از مردم اعتدال پسند بودند و اين شورا استقلال کامل و طبيعي خود را داشت،كه استقلال راي و اظهار بيان قابل توجه بودنمايندگان اين شورا نظريات خود را آزادانه اظهار مي‎کردند و قوانيني که به نفع ملت بود تصويب مي‎شد و قوانيني که با منافع ملي سازگار نبود رد مي‎شد. اين شورا صلاحيت داشت که هميشه از دولت سؤال کند و در مقابل، حکومتهادر برابر شورا مسؤوليت داشت و جوابگو بود.[6]

با اين وجود، نقد و نظرها در مورد چگونگي پارلمان افغانستان ناهمگون است اما در يک نگاه عمومي که بسياري بر آن اتفاق نظر دارند، پارلمان به عنوان يکي از اصول مهم براي تحکيم و نهادينه کردن دموکراسي و تامين آزادي هاي فردي، امري ضروري پنداشته مي‌شود.

بيشتر مردم بر اين باورند که وجود پارلمان هر چند ضعيف و غير دموکراتيک، نسبت به نبود پارلمان در يک کشور بهتر است.

 

پي نوشتها:


[1].  سرويس جهانی بي بي سي _ خاورميانه.

[2]. سرويس جهاني بي بي سي _ خاورميانه.

[3]. همان.

[4]. كمال،  محمد ناصر، افغانستان سرزمين آريا، به همت احمد وليد‍)پژمان) چاپ دوم، 1377، قصه خواني پيشاور، ص 154؛ نشرية فرهنگي، اجتماعي سراج، بصير احمد دولت آبادي، شماره 24.

[5]. بي بي سي _ خاورميانه.

[6] . فرهنگ، مير محمد صديق، افغانستان در پنج قرن اخير، چاپ دوم، 1374، قم، قسمت دوم، صص 605 و 606.

/ 0 نظر / 15 بازدید