زنان و مباحث مربوط به آنان در اسلام امروزه از اهمیت اساسی و بنیادی برخوردار است. از جمله مسایلی که از اهمیت درجه اولی برخوردار است جایگاه زنان در جامعه و معاشرت های اجتماعی آنان، آزادی های زنان، تعدد زوجات، طلاق و نکاح، ارث و سهم زنان از آن، شهادت زنان در محاکم، تصدی زنان بر اموری چون قضا و مدیریت جامعه، کار زنان و مسولیت های خانوادگی آنان و حجاب است. از میان تمام مسایلی که بدان ها اشاره گردید حجاب از اهمیت بسیار بالایی برخوردار است

علما، اندیشمندان و حضار شرکت کننده در سمینار حجاب و عفاف

همان گونه که مستحضر هستید و دوستان نیز در مباحث علمی و فکری خویش نیز بدان پرداخته اند یکی از مسایل مهم و بحث برانگیز در باره اسلام و موضوعات مطرح در آن مساله حجاب و پوشش انسان ها است. متاسفانه امروزه به گونه ای تبلیغ می شود که گویا حجاب مخصوص زنان است در حالی که حجاب یک مساله دینی و از ضروریات دین و هم برای زنان و هم برای مردان مطرح است. اینکه حجاب در زبان فارسی به پوشش ترجمه شده و ذهنیت عمومی از پوشش نیز پوشاندن سرتاپای زنان است، یک مساله انحرافی است. چون حجاب از حجب به مفهوم حیا و عفت عمومی است و واژه پوشش نمی تواند چنین مفهومی را افاده کند و چنین بار مفهومی غنی را بر نمی تابد. وقتی می گوییم حجب و حیا به این معنا است که زن و مرد مسلمان باید از مسایلی که بر خلاف عفت عمومی و ارزش های دینی و عرفی باشد پرهیز کنند. بنا بر این حجاب اولا مخصوص زنان نیست بلکه مردان نیز باید آن را رعایت کنند، ثانیا حجاب تنها جهت پوشش و مخفی کردن اعضای بدن نیست بلکه مفهوم رعایت اصل عفت انسانی است. بنابر این  فلسفه بسیار فراتر از پوشش و پوشاندن است.

در هر حال امروزه چنین تصور می شود که اسلام حجاب را بر خلاف میل باطنی زنان بر آنان تحمیل کرده و به عنوان یک حربه فرهنگی علیه آزادی و کرامت زن به کار می گیرد. در حالی که اگر به فلسفه حجاب توجه جدی و علمی داشته باشیم به این نتیجه خواهیم رسید که حجاب نه تنها آزادی های زنان را محدود نمی کند بلکه آزادی واقعی و حقیقی را برای آنان فراهم می کند. چرا که اصل هدف اسلام شخصیت بخشیدن و هویت بخشی انسانی برای زن است نه فرم و شکل لباس زن. اگر کسی کمترین اطلاعی از آموزه های دینی داشته باشد می تواند درک کند که اسلام به درون و شخصیت انسان ها می اندیشد نه به ظواهر و امور بیرونی. به همین خاطر از نگاه دین مبین اسلام حجاب اگر واجب گردیده است به خاطر این است که از مفاسد و پیامدهای برهنه گرایی زنان جلوگیری کند. به همین خاطر اسلام در همان حال که مخالف بی حجابی و برهنگی زنان است و حجاب را به عنوان واجب دینی و یک ارزش فرهنگی در جامعه اسلامی مطرح کرده است، مخالف برداشت های خشک و افراطی از آموزه های دینی در مورد حجاب نیز هست. بنابراین از نگاه اسلام فلسفه اصلی حجاب حفظ کرامت و شخصیت زنان است نه خود فرم و شکل لباس. حرف ما این است که اسلام تنها با چنین دیدگاهی می تواند به تناقضات درونی استدلال های افراط گرایان و هم به تناقضات کسانی که مخالف اصل حجاب و عفاف در اسلام هستند، پاسخ بگوید و آن ها را مضمحل بسازد. تناقض در گفتمان های موجود تا جایی پیش می رود که به مرز های غیر عقلانی نزدیک می شود، به گونه ای که در یک طرف می بینیم که به قدری برای فرم لباس زنان خصوصیات و ویژگی هایی بیان می شود که در هیچ جای شریعت نیامده است و از سوی دیگر کسانی یافت می شوند که کوشش می کنند تا برای خطابات قرآنی در مورد پوشش زن تاویل هایی بیابند و آن ها را بر اساس آرا و نظرات شخصی خویش تفسیر کنند. در یک طرف اندیشه های افراطی طالبانی وجود دارد و در یک طرف دیگر بیگانه اندیشانی که بر همه سنت ها و عنعنات اسلامی پشت پا زده اند. از یکسو کسانی هستند که جایگاه زن در اسلام را تنها به مقداری پارچه و پوشش خلاصه می کنند و از سوی دیگر کسانی هستند که زن تا سر حد یک عروسک پایین می آورند.

واقعیت مساله این است که امروزه در جهان چند مساله مهم و بحث انگیز در مورد نظام فکری اسلام و جایگاه زنان در آن وجود دارد که مساله ارث، مساله تعدد زوجات و مساله حجاب از مهم ترین موضوعات هستند. از این میان مساله حجاب عام تر و به همان پیمانه مهم تر است. اینکه چه عواملی به بحث حجاب دامن زده و آن را به یک مساله تبدیل کرده است، علاوه بر عوامل گوناگون باید اذعان کرد که متاسفانه تفسیرهای متفاوت و گوناگون از اسلام و تاویل های ناصواب از آن از مهم ترین عوامل به شمار می رود. متاسفانه نگاه های بسیار محدودی در میان مسلمانان وجود دارند که طالبان تنها بخشی از این نمونه ها است. با توجه به آن چه گفته شد می توان به این نتیجه رسید که اسلام به همان اندازه که مخالف بی حجابی و بی بندوباری است مخالف زندانی کردن و پوشاندن زن در درون برقع و محصور کردن او در درون چار دیواری ها  نیز هست.

مرحوم محمد عبده می گوید:  حقیقت این است که نقاب برچهره زدن وبرقع پوشیدن ، به هیچوجه از قوانین اسلامی نیست، نه به خاطر تعبد ونه به خاطر ادب ورسم اجتماعی. بلکه چنین رسومی از عادت ها وعرفهای ماقبل اسلام است که البته تا زمان حال باقی مانده وعمل می شود. این سخنان به این معنا است که گرچه اسلام حجاب را واجب کرده و بر هر زن مسلمان واجب است که اصل  حجاب را در برابر نامحرم رعایت کند ولی تمام اشکال و شیوه هایی که برای زنان امروزه ساخته شده و به عنوان برقع و نقاب یاد می شوند در اسلام وجود ندارد.

برخلاف این دیدگاه نیز کسانی قرار دارند که زن را تا سر حد یک شی و یک موجودی تنزل می دهند که هیچگونه ارزش انسانی ندارد و تنها برای التذاذات جسمانی خلق شده اند. چنین  دیدگاهی نیز زن را تا سر حد یک شی و یک کالای تجاری که تنها برای تبلیغات تجاری و آگهی های تلویزیونی تنزل می دهد.

متاسفانه باید گفت که وضعیت زن افغان امروزه به گونه ای است که در برزخ دو دیدگاه افراط و تفریط سرگردان و حیران است. برزخی که تنها می تواند بی هویتی و بی شخصیتی را برای او به ارمغان بیاورد. اگر امروزه می بینیم که در یک شهر زنانی به صورت عریان در انظار عامه ظاهر می گردند و در همان حال زنانی نیز وجود دارند که در درون برقع پیچیده شده اند، خود نشانه ای از بی هویتی و فقدان بینش های روشن و شفاف نسبت به زندگی و فرهنگ اجتماعی است. برای این که هیچکدام از آنان نمی داند که در درون چه جامعه ای زندگی می کند و متعلق به کدام فرهنگ و دارای چه ارزش هایی است؟

امیدواریم که سمینار حجاب و عفاف بتواند راهکارهای روشن و شفاف و دیدگاه های روشن بینانه و روش اندیشانه نسبت به مسایل زنان و از جمله حجاب ارایه کند و به نتایج ارزشمند عملی دست یابد.

والسلام علیکم و رحمت الله و برکاته

منبع: افغانستان قلب آسیا

/ 1 نظر / 30 بازدید
انرژی زمین

تسلط استاد رام الله در علوم باطنی و موضوعات ماورایی، واقعاً حیرت‏انگیز بوده و شیوه‏های تفكر، و روش‏های مشاهده و اندیشیدن او به راستی استثنایی است. www.oloomebateni.com www.oloomebateni.blogsky.com www.oloomebateni-oloomebateni.blogspot.com