4- تصوف

در جامعه افغانستان تصوف كهاصولا در سه فرقه نقشبنديه قادريه و چشتيه حقيقتي است بسيار زنده و پويا كه به ويژهدر طبقات متوسط ساكن شهرها و اطراف شهرها نفوذ كرده است كابل و هرات دو مركز بزرگتصوف اند اما تمام شمال كشور و ناحيه قندهار از اين مكتب تاثير بسيار پذيرفته اندگرچه تصوف در ميان طبقه تحصيلكرده كابل افول كرده ولي در قشر روشنفكران مكتب كلاسيكو با سوادان شهرهاي داراي فرهنگ قديمي نظير هرات پيروان پر حرارت اما پنهان داردبسياري از علما به يك فرقه صوفي وابسته اند تصوف در نهضت مقاومت افغانستان بازيگرنقش بزرگي بوده است و در اين كشور چند شكل متفاوت دارد

الف- تصوف سنتگرا تصوف سنت گرا با مذهب رسمي مخالفتي ندارد و براي فقه و شريعت اسلامي احترامي بيچون و چرا قائل است اينان بيشتر از فرقه نقشبنديه اند اما در ميان قادريها و چشتيها نيز ديده مي شوند.

ب- تصوف از گونه مارا بوتيسم مقصود ازمارابوتيسم متابعت جمعي يك طايفه يا يك قبيله از يك خانواده مقدس است كه بركت درميان آنها موروثي است و وجود آنها موجب تقدس جامعه تصوفي كه در مناطق ايلاتي پشتونرواج يافته از اينگونه است فرقه اي كه اكثريت را در دست دارد فرقه قادريه به رهبريخاندان گيلاني است گروههاي نقشبندي در همين مناطق ايلاتي به دو دسته منشعب شده اندپير آنها اگر عالم نباشد او را روحاني مي نامند ضديت روحاني و عالم در جنوب كشوربسيار شديد است در حاليكه در شمال پير ي و جود ندارد كه عالم نباشد.

ج- پيرهاي جهانگرد سرزمين ايماق سرزمين ايماق در اطراف ولايت غورشاهد شكوفايي نوعي تصوف است كه ويژگيهاي هر دو گونه يادشده را داراست در اينجا پيراز زمره علما ست و هيچ مخالفتي با جامعه روحانيت كه خود عضو آن است ندارد اينگروهها به هنگام تشكيل تهضت مقاومت به احزاب اسلامگرا جمعيت و حزب اسلامي پيوستند

نقشبنديه كه بيش از ديگر فرقه ها د را فغانستان پيرو داردشعب زيادياست از مجددي ها پيروي مي كنند كه سلسله شان به شيخ احمد هندي مجدد الف ثاني مي رسدفرقع چشتيه د رافغانستان در اقليت اند و محل در هريرود اطراف چشت شريف است اين فرقهكه نمونه كامل فرق پيرو طريقت شريعتي است بر مدرسه هايي مجهز به كتابخانه نظارتدارد نزد شيعيان افغانستان گرايشهاي صوفي وجود ندارد.

5- حكومت واجتماع / تبعيضات قومي – مذهبي

در افغانستان اقتداروسياست همواره دركنترل قبايل پشتون بوده و اقوام ديگر به خصوص شيعيان از آن محروم بوده اند و اينانحصار زمينه ساز تبعيضها و امتيازهاي شديد قومي و مذهبي در اين كشور شده استانحصار قدر ت در دست پشتونها خود سبب انحصار در امور اموزشي و فرهنگي بوده كه بهويژه شيعيان در اين خصوص از بسياري امكانات و فرصتهاي اموزشي محروم بوده اند از سويديگر اهل سنت در همه مرزها و سرحدات كشور مجاور هم مذهب و همزبان دارند ولي شيعه ازچهار جانب بين اقوام اهل سنت محصور شده است.

6- مراسم مذهبي وارتباطات فرهنگي

برخي مراسمها و مناسبات مذهبي به صورت يكسان ونسبتا مشترك بين اهل سنت و شيعه برگزار و گرامي داشته مي شود كه از جمله مي توان بهعيد فطر عيد قربان و عيد نوروز اشاره كرد هر چند مردم افغانستان به عيد نوروز وتحويل سال شمسي علاقه خاصي دارند اما عيد قربان و فطر در ميان شيعه و سني از جايگاهوالاتري برخوردار است حتي عيد نوروز و مراسمهاي ويژه آن مثل زيارت گل سرخ كه بهصورت فراگير د رمزار شريف و كابل برگزار مي شود و به ويژه در مزار شريف كه مردمديگر ولايات نيز حتي الامكان در آن حضور مي يابند با هنجارهاي اسلامي عجين شده استمراسم گل سرخ در مزار شريف در روضه سخي كه مردم عقيده دارند مرقد امام علي است اجرامي شود كه اداب ويژه خود را دارد و مراسم مشابهي د ر سخي كابل بر پا مي گردد و درهر دو مراسم شيعه و سني با هم شركت دارند مردم افغانستان با اعتقاد به اينكه نوروزمصادف با خلافت ظاهري امام علي است چند روز مجالسي را بر پا مي دارند.

در هزاره جات كه از نظر حوزه فرهنگ مذهبي با شيعيان ايران مشتركاست به لحاظ شاخصه اعتقادي اعتقادات فاضل مقداد و مرحوم صدوق بين مردم حاكم است ا زنظر مناسك برگزار شدن نماز جماعت متاسفانه د ر روستاها خيلي ضعيف و نادر است درشهرها تا حدودي اين نقيضه تا قبل از سالهاي جنگ جبران شده است نماز جمعه تا ايناواخر مرسوم نبوده است مردم شيعه افغانستان از نظر شاخصه هاي نمادهاي جمعي احيا شدهحسينيه ها و روحانيت و خصوصا ايات عظام سخت كوش و پر تلاش انان بوده است تعدادمدارس ديني آنان ناكافي و در سالهاي اخير تعطيل بوده و اين نقيصه از راه فعال شدنحسينيه ها تا حدود ي جبران مي شود در جشن يا سوگواري بيشتر توجه ايشان به عاشورا وغدير است پير مردان و پير زنان به قران خواندن و دعا خواندن و دعانويسي بين آنانرايج است براي اوراق قرآن و ادعيه و اسما متبركه احترام خاصي قائل اند و براي اوراقفرسوده قرآن جايگاه ويژه اي را منظور مي دارند كه تبديل به زيارتگاه شده و برايگرفتن شفا و براورده شدن برخي حاجات بدان مراجعه مي كنند از ذكر مراسمها و ادابديگر مذهبي د ر ميان شيعه و سني به جهت اختصار صرف نظر مي كنيم و فقط اشاره مي كنمكه برخي از اهل سنت نيز در مراسمهاي عزاداري عاشورا شركت مي كنند و حتي طالبان روزعاشورا را تعطيل رسمي اعلام كرده بودند

7-  حوزه هاي فرهنگي تاثيرگذار بر افغانستان معاصر

اگر چه در گذشته افغانستان خود منشاانتشار افكار عقايد فلسفه و عرفان بوده است و بسياري از مناطق جهان اسلام را تحتتاثير قرار داده و عامل نفوذ و گسترش اسلام در شبه قاره نيز حكام مسلمان افغانستانبوده اند اما در دوره هاي اخير و پس از افول فرهنگي و سياسي بيشتر منطقه نفوذانديشه ها از ساير نقاط جهان اسلام بوده و هست اگر جهان اسلام را به حوزه هايفرهنگي عرب زبان فارسي زبان انگليسي زبان ترك زبان تقسيم كنيم افغانستان از همه اينحوزه ها د ر دوره معاصر تاثير پذيرفته است كشورهاي عربي ب ويژه مصر و عربستان ا زدوران جهاد به بعد بخش عمده اي از اهل سنت را در قالب احزاب جهادي اسلام گرا تابنياد گرا و طالبان و سلفي گراها از طريق اخوان المسلمين والقاعده تغذيه فكري نمودهاست مكتب ديوبند از شبه قاره و به ويژه حزب جماعت اسلامي و مدرسه حقاني در پاكستانحامي جدي فرهنگي و سياسي برخي احزاب جهادي اهل سنت و طالبان بوده اند شيعيان بيشتراز ايران و مركزيت قم و نجف الهام گرفته اند و تركيه نيز به ويژه دستگاه عبداللهگلون در اين سالهاي اخيرفعاليت گسترده فرهنگي ومذهبي در افغانستان داشته و دارد دراينده نيز همه اين حوزه ها در كنار تهاجم فرهنگي غرب در افغانستان به فعاليت ورقابت خواهند پرداخت.

7. شرايط جديد ديني - فرهنگي و سياسي - اجتماعي افغانستان

بدون ترديد شكست طالبان و روي كار امدن دولتجديد شرايط تازه اي را به وجود اورد ه است كه در همه عرصه هاي ديني و فرهنگي وسياسي اجتماعي تحولات قابل توجهي رخ نموده و در ايند ه نيز انتظار مي رود كه تحولاتعميق تري مثبت يا منفي رخ نمايد فصل جديد كه در عرصه هاي گوناگون و شئون زندگي مردمدر اين كشور گشوده شده و مجموع حوادث دو سال گذشته در كنار حضور نيروهاي فرهنگي وسياسي اكثر كشورهاي جهان از جمله كشورهاي غربي و در راس آن ايالات متحده افغانستانرا بيش از پيش با دنياي جديد و فرهنگهاي گوناگون در تعامل قرار داده است

اگر با نگاه استراتژيك به آنچه در افغانستان مي گذرد بنگريم همبايد از بد بيني صرف كناره جوييم و هم بيش از اندازه خويشين نباشيم و ضعيت جديد بهوجود امده هم تهديدهاي تازه اي را براي دين فرهنگ هنجارها و ارزشهاي ديني و مليتدارك ديده وهم فرصتهايي را براي بهره برداري اصحاب ديانت و به ويژه شيعيان وروحانيت اگاه و دردمند و قشر روشنفكر جامعه ما كه همواره ا ز حقوق اساسي و سياسيخود محروم بوده اند فراهم كرده است اينده از ان كسي خواهد بود كه نه غافل ماند و نهشتابزده و نسنجيده عمل كند بلكه با طمآنينه و مطالعه محققانه شرايط جديد ضمن دفعتهديدها با روشهاي مناسب خود را قادر به بهره بردن از فرصتها نمايد آنچه د ر پي ميايد اشاره گذرا به اين تحولات پيش امده و شرايط جديد است.

1/7.حضورسياسي شيعيان و نقش آن در ساختار حكومتي جديد

پس از شكست طالبان در 1380 سران احزاب جهادي افغانستان و بقاياي رژيمهاي گذشته د ر بن گرد هم امدند ودولت موقت را به وجود اوردند و در دو سال گذشته دو بار لويه جرگه متشكل ازنمايندگان اقوام و مذاهب گوناگون تشكيل شده و لويه جرگه اول اعضاي دولت انتقالي راتعيين و لويه جرگه دوم قانون اساسي جديد را به تصويب رسانده است در دولت موقت ودولت انتقالي اگر چه حضور اقوام و مذاهب كاملا عادلانه نبود ه است اما نسبت بهگذشته تفاوت چشمگيري در توزيع قدرت به چشم مي خورد و حكومت ا زانحصار يك قوم خارجشده است شيعيان اسما يا حقيقتا غير از رياست كمسيون مستقل حقوق بشر فعلا ششوزارتخانه و يك معاونت رياست دولت در اختيار دارند در قانون اساسي جديد مصوب سال 1382

/ 0 نظر / 25 بازدید