دموکراسی و اسلام

با اینمسأله مواجه شدند که حکومت را به دست چه کسی بسپارند و در این رهگذر به دو نتیجه وراه حل یعنی «حکومت دموکراسی» و «حکومت استبدادی» رهنمون شدند. از میان این دو،حکومت دمکراسی و مردمسالاری یا حکومت مردم بر مردم بر حکومت استبدادی و فاشیستیترجیح داده شده، به شدت ترویج شد; بنابراین، یکی از دلایل پیدایش نظام دموکراسی،نارسایی آیین مسیحیت در مدیریت جامعه و جدایی از سیاست بوده است.[i][3] این تنگنا که متفکران غربی را به سوی حکومت دموکراسی کشانید، در دین مبیناسلام جایی ندارد چرا که اسلام با همه جانبه بودن احکام فردی و اجتماعی (فرهنگی،اقتصادی و سیاسی) آن به خوبی توانایی ادارة جامعه را دارد; در نتیجه در حکومتاسلامی چنین ضرورتی روی نمی‌دهد. مسألة جدایی‌ناپذیری دین و سیاست از مسائلی است کهاز دیر باز مورد اهتمام و توجّه عالمان دینی بوده است. خداوند متعال در قرآن کریممی‌فرماید:« لَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلَنَا بِالْبَینَـَتِ وَ أَنزَلْنَا مَعَهُمُالْکِتَـَبَ وَ الْمِیزَانَ لِیقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ...;[ii][4] ماپیامبران خود را با دلائل روشن به سوی مردم فرستادیم و همراه آنان کتاب و میزاننازل کردیم تا اینکه مردم عدل و قسط را در جامعه به پا دارند، ...».

 

 این آیه شریفهاشاره دارد به اینکه خداوند متعال به منظور برقراری عدالت در جامعة انسانی، قوانینیوضع فرموده و آنها را به وسیلة انبیا در شکل کتب آسمانی، بیان کرده است، تا انبیا بتوانند در جامعه قیام به قسط کرده و عدالت را در جامعه حکمفرما کنند، پس ادیانهمیشه در مسائل حکومتی نیز برنامه و نظر داشته‌اند. دین اسلام از آن جهت که خاتم ادیان است و همه نیازها را بیان کرده است، چنین نیستکه در زمان ظهور معصومین(ع) و بعد از آن دربارة مسائل حکومتی پیامی نداشته باشد، بلکهنظام سیاسی آن نظامی است که مبتنی بر امامت است. ولایت مستمر، شرط دیگر کمال دین است، دین بدون ولایت، دین بدون سیاست است، و دین بدون سیاست ناقص است. با اجرایمسائل حکومتی و هم چنین تشخیص و تقدیم موارد تزاحم نظام اجتماعی، سیاست اسلامی خودرا پیدا می‌کند.[iii][5] یکی دیگراز ویژگی‌ها و شاخصه‌های مهم حکومت دموکراسی، توجّه به نظر اکثریت و مشروعیت یافتن بهآن است.

 

 «اکثریت» در منطق بسیاری از صاحبنظران، بلکه پیشتازان فلسفه سیاسی جایگاهی نداشتهاست. "سقراط" که از نخستین بنیانگذاران فلسفه سیاسی است، به شدت به حکومت اکثریت وتودة مردم حمله می‌کند و در شکل پرسش می‌گوید: آیا موهوم پرستی نیست که صرف عدد یااکثریت، سبب خرد خواهد شد؟ آیا نمی‌بینیم که در سراسر جهان، تودة مردم نادانتر،خشنتر و ظالمتر از مردمان پراکنده و تنها هستند؟[iv][6] در ذیل موضوعی با عنوان «آیادموکراسی شکست خورده است؟» در ناشایستگی «اکثریت» می‌نویسد: «درست است که فشار و زوراکثریت (عددی) بر اقلیت بهتر است از عکس آن; یعنی فشار و زور اقلیت بر اکثریت... ولی چنین امری، روح غرور عوام را بالا برده و به همان اندازه هم روح افراد فوقالعاده را در هم شکسته و نبوغشان را عقیم نموده است... و هر چه بیشتر دموکراسی رامی‌آزماییم، از ناشایستگی و دورویی آن بیشتر ناراحت می‌شویم.»[v][7]

 

نمونه‌ای ازآیات و روایات در تأیید اکثریت در جامعه را می‌خوانیم: «وَشَاوِرْهُمْ فِی الاْ مْرِ...»[vi][8]  و آیة «وَ أَمْرُهُمْ شُورَی بَینَهُمْ»[vii][9] حضرت علی(ع) می‌فرماید: «هموارهبا جمعیت‌های بزرگ باشید، چرا که دست خدا با جماعت است و ازتفرقه بپرهیزید; چرا کهانسان تک رو، طعمة شیطان است، همانگونه که گوسفند تکرو طعمه گرگ می‌شود.»[viii][10] از بررسی آیات و روایات یاد شده و غیر آنهانتایج ذیل به دست می‌آید:

 

 

1. آیات شوری مربوط به اموری هستند که می‌تواند نظر اکثریت در آن مؤثر باشد (مانند: برنامه ریزی اقتصادی) نه امور الهی که نظر اکثریت در آنهاهیچ تأثیری ندارد (مانند: منصب الهی، امامت، وصایت) و...؛

  2. دسته‌ای از آیات وروایات به اجتماعی بودن نظر دارد. در مقابل فردگرایی و نه اقلیت و اکثریت مورد بحث؛ مانند: سخن یاد شدة امیرالمؤمنین؛

 3. دسته‌ای به پیروی از اکثریت در مقام عمل و اجرانظر دارد، مانند آیات 43 سوره بقره و 43 سوره آلعمران، "و ارکعوا مع الراکعین" و "واسجدی و ارکعی مع الراکعین"؛

 

 

4. دسته‌ای نیز به تبعیت از اکثر دعوت کرده، به خاطراین که به حق نزدیکند نه به خاطر کثرت افراد، مانند: مقبوله عمر بن حنظله در تعارضاخبار: "از خبر شاذّی که نزد اصحاب مشهور نیست دست فروگذار; چرا که در آنچه موردنظر همه است، شکی نیست.[ix][11] کشف واقع در این جا نه به خاطراکثر بودن افراد است، بلکه به خاطر کثرت تتبعّ و تحقیقی است که احتمال رخ دادنش دراکثریت، بیشتر از اقلیت است و اگر این طور نبود، اجماع بدون کشف از قول معصوم باید حجت می‌شد، به دلیل این که اکثر هستند و می‌دانیم کسی از شیعه این عقیده را نپذیرفته است.

 یکی از مسایل بنیادین در هر حکومتی، نوع پیوند میان دولت با ملت است. این پیونداز دو جهت قابل بررسی است: الف‌ـ در اصل تشکیل حکومت و نحوه پیدایش آن؛ ب‌ـ در نوعبرخورد و تعامل میان حکومت و مردم.

 حکومت مردم سالار، حکومتی است که هم در اصل پیدایش خود و هم در نوع تعامل با مردم بیش‏ترین پیوند را با مردم داشته باشد و امور اساسی آن طبق اراده و خواسته مردم انجام پذیرد. البته میان مردم‌سالاری دینی و غیردینی یک تفاوت اساسی وجود دارد و آن این که در حکومت مردم سالار دینی، خواست واراده مردم در محدودة احکام و دستورات الهی ملاک عمل قرار می‌‌گیرد و خواست و تشخیصمردم بر قانون و دستور خداوند مقدم نمی‌شود، اما در حکومت‏های مردم سالار غیر دینی خواست و اراده مردم محدود به حدی نیست و اصلاً برای دستور و قانون الهی حسابی باز نمی‌شود و به طور مطلق بر اساس نظر اکثریت مردم عمل می‌شود. در فقه و فرهنگ اسلامی،بررسی منشأ حکومت و ملاک مشروعیت دولت، اساسی‌ترین مباحث فلسفه سیاسی اسلام است ازآن‌جا که خداوند خالق و صاحبْ اختیار آفریدگان است، هیچ کسی جز او سزاوار حکومت بربندگانش نیست، مگر آنان که به اراده و هدایت خود او برای رهبری و حکومت برگزیدهشوند.

 

 پیامبران، نخستین کسانی هستند که سمت خلافت الهی را یافته‏اند و به منظوراقامه قسط و پایداری از حقوق خلق و حدود خالق، انتخاب شده‏اند. پس از پیامبر خاتمنیز کسانی برای ادامه این مسؤولیت و تصدی امامت و زعامت امت برگزیده می‌شوند کهپیامبر آنان را نصب و تعیین فرموده باشد. در چنین فرضی و با وجود نص بر نصب و تعیینامام، جایی برای اجتهاد، شورا، بیعت و طرق دیگر باقی نمی‌ماند. در چنین حالتی، بیعتمردم، تنها پذیرش و تأکیدی است بر آن چه که از سوی پیامبر ابلاغ گشته است. بنابرایندر اسلام مردم در تعیین امام و حاکم مسلمین نقش ندارند، ولی در پرپایی حکومت وفعلیت یافتن حاکمیت حاکم، نقش بسزایی دارند. درباره مشروعیت حکومت و خلافت حضرتعلی(ع) دلایل قطعی و مسلمی از قرآن و سنّت وجود دارد که هیچ گونه تردیدی در لزومزعامت و ولایت امیر مؤمنان پس از پیامبر(ص) باقی نمی‌گذارد. دلایل و شواهد این مدعا،به طور مفصل در کتاب‏های کلامی و تاریخی و روایی آمده است. بنابراین از نظرگاه دینیهیچ گونه تردیدی در مشروعیت حکومت امیر مؤمنان علی(ع) وجود ندارد.

 

 اما از جهت مردمیبودن و پذیرش همگانی، آن حضرت دربارة روز بیعتش می‌فرمایند: «فَما راعَنی اًِّلاّ وَالنَّاسُ کَعُرْفِ الضَّبُعِ اًِّلَی، ینثالُونَ عَلَی مِن کُلِّ جانِبٍ،حَتّی لَقَد وُطِئَ الحَسَنانِ وَ شُقَّ عِطفای، مُجتَمِعینَ حَوْلی کَرَ بیضَِْالْغَنَمِ»;[x][12] فراوانی مردم چون یال‏های پر پشت کفتار

/ 3 نظر / 41 بازدید
سيد علی رضا شمس نيا

سلام وبلاگ جالب و خوبی دارید موفقیت بیشتر شما را آرزومندم با عکس واقعی در مورد اشتباه سهوی یا عمدی در وبلاگ شـمـسـه منتظر پیامتان هستم

آگهيهای داتيسا

سلام وقتتون بخير پيش شما هم اومديم تا يک کار تبليغاتی - فرهنگی رو که چند وقتيه شروع کرديم با وبلاگ شما به پيش ببريم و اون معرفی سايت داتيسا و وبلاگ آگهيهای اونه. حتما برای معرفی وبلاگتون يا تخصص و مهارتتون یا اعلام همایشی که ممکنه دست اندر کارش باشید مورد استفادتون قرار می گیره . خوشحالیم که با شما هستيم http://datissa_ads.persianblog.ir

علی

سلام همشهری عزیز مطالب جالب بود خواندم ولذت بردم پیروزو سر بلند باشی